شانس المپيك و رفتار ما!
در شرايطي كه فوتباليها و به خصوص واليباليها روزهاي گرمي را از نظر برگزاري و پخش مسابقات تجربه ميكنند، بسكتبال روزهاي بسيار آرامي را (شايد مانند هميشه) سپري ميكند. سر فوتباليها با بازيهاي جام ملتهاي آمريكاي جنوبي و جام ملتهاي اروپا گرم شده و واليباليها هم ابتدا با بازيهاي انتخابي المپيك و الان هم با ليگ جهاني مشغولند.
با اين كه تيم ملي بسكتبال نيز بعد از پوستاندازي در تورنمنت اطلساسپورت چين حضور پيدا كرده و بازيهاي قابلقبولي هم از خود به نمايش گذاشته، اما نه خبرهاي كاملي از بازيهاي اين تيم و نه حتي تصوير قابلدركي از رقابتهايش پخش نميشود. اين در شرايطي است كه تيم فوق متشكل از بازيكنان جواني است كه حدود يك ماه ديگر قرار است در بازيهاي انتخابي المپيك حضور يابند؛ و البته روحيه براي جوانان بسيار مهمتر است!
بسياري عقيده دارند كه تيم ملي شانسي براي حضور در المپيك اين دوره (و به طريق اولي دورههاي بعد المپيك) ندارد. لذا دليلي هم براي پوشش اخبار اين تيم وجود ندارد. البته اين براي تيمي كه مقتدرانهترين دوران سلطهي يك تيم بر بسكتبال آسيا را با حداقل پوشش خبري و «توجه» رسانهاي سپري كرده، بديهي است! چه اين كه شايد در تاريخ ورزش بيسابقه باشد كه تيمي با چنين سطحي از تسلط، در ورزشي به اين ميزان از محبوبيت در جهان، هرگز در حضور تماشاگران خودي بازي نكردهباشد (آخرين ميزباني ايران در بازيهاي بزرگسالان به سالها قبل بازميگردد).
باخت در زمين بازي، جزئي از ورزش است. خصوصاً وقتي رقبا كاملاً آماده و مهيا باشند و ما هم تازه در حال كسب تجربه و بازسازي! اما اين نحوهي رفتار با تيمي كه براي باخت آماده نشده، بازاندن تيم حتي قبل از شروع بازيهاست. بايد مواظب تصويري كه در ذهن اين بازيكنان جوان از «يك بازندهي محض» بودن ميسازيم، باشيم. حداقل اجازه دهيم اين بازيكنان در ميدان بازي نتيجه را واگذار كنند، نه در ذهنها!
خود دانيد!