تازه وارد!

رقابت‌هاي ليگ بسكتبال ان بي اي در سال جاري روز گذشته سرانجام با تعيين قهرمان به كار خود پايان داد. با وجود تجربه‌ي سال قبل، و علي‌رغم اين كه تماشاگران باز هم آرام آرام به ورزشگاه‌ها برگشتند؛ اين ليگ در سال جاري كيفيت سال‌هاي قبل را نداشت. از طرفي، بسياري از تيم‌هاي مدعي در مراحل اوليه‌ي مسابقات حذفي از دور كنار رفته و از سوي ديگر، بازي‌هاي كم‌رمقي از ساير تيم‌ها ارائه شد؛ تا در پايان سال متوسطي براي اين ليگ پرطرفدار رقم بخورد.

با اين كه چندين و چند تيم از هر كنفرانس مدعي قهرماني در بازي‌هاي سال جاري بودند - و حتي تيمي مانند بروكلين نتز تقريباً آينده‌ي شش ساله‌ي تيم خود را صرف سرمايه‌گذاري براي خريد بازيكنان و قهرماني در سال جاري كرد - عملاً چهار تيم راه يافته به فينال كنفرانس‌هاي شرق و غرب يا اساساً هيچ‌گاه قهرمان ان بي اي نشده بودند، و يا از آخرين قهرماني آنها سال‌ها مي‌گذشت. به جز يكي دو مورد، خبري هم از ستاره‌هاي نامي در تركيب اين تيم‌ها نبوده و بر همين اساس، شكل تازه‌اي از رقابت براي قهرماني در بازي‌هاي امسال ديده‌شد.

در پايان اين دو تيم ميلواكي باكز - با ستاره‌ي يوناني خود يانيس آنته‌تكومپو - و فنيكس سانز - به همراه گارد كهنه‌كار خود كريس پال - با غلبه بر ساير حريفان خود در فينال‌هاي كنفرانس شرق و غرب به دور نهايي رسيدند. بازي‌هاي فينال هم چندان جذاب‌تر از آب در نيامده و حتي در بازي‌هاي تعيين‌كننده‌ي قهرماني هم اثري از سطح بالاي بازي و جدال‌هاي جذاب نبود.

به هر حال تيم ميلواكي باكز توانست در نهايت از شكست دو بر صفر در دو بازي اول، پلي براي پيروزي در چهار بازي بعدي بسازد تا رقيب خود را در نهايت در شش بازي مغلوب كرده و براي اولين بار بعد از حدود پنجاه سال به قهرماني ان بي اي برسد. قهرماني ميلوكي، عملاً‌ تازه‌واردي را بين مدعيان هميشگي قهرماني در ان بي اي معرفي كرد؛ كه شايد بر جذابيت رقابت‌ها در سال آتي بيافزايد. از طرف ديگر، اين نتيجه البته براي كريس پال كه سال‌هاي پاياني حضور در ان بي اي را سپري مي‌كند، خيلي تلخ بوده و شايد به اين معنا باشد كه اين ستاره‌ي بزرگ بدون كسب عنوان قهرماني، كفش‌هاي خود را بياويزد.

البته مي‌توان دلايل متعددي براي كيفيت پايين‌تر بازي‌هاي سال جاري برشمرد؛ دلايلي از جمله همه‌گيري بيماري، فرصت نامناسب براي آماده‌سازي پيش از فصل و حين آن، و برنامه‌ي خاص رقابت‌هاي اين فصل به دليل مشكلات كرونا؛ اما هيچ‌يك از اينها شايد نتواند افت كيفي ان بي اي را براي تماشاگران ثابت‌قدم اين ورزش زيبا توجيه كند.

با اين شرايط، بايد منتظر ماند و ديد كه شكل رقابت‌ها در سال آتي به چه صورتي در خواهد آمد؛‌ و به خصوص، با بازگشت تدريجي شرايط به پيش از همه‌گيري، آيا باز هم مي‌توان همان رقابت‌هاي جذاب هميشگي را در اين ليگ نظاره كرد؛‌ يا بازي فردي و بالا رفتن آمار شخصي بر همه‌چيز اين ليگ غلبه كرده‌است.

هيجان و بي‌هيجاني!

با الهام گرفتن از بازي‌هاي سال گذشته در اوج همه‌گيري كرونا، رقابت‌هاي بسكتبال ان بي اي در سال جاري به شكل منسجم‌تري برگزار شده و در حال حاضر نيز رقابت‌هاي دور دوم مرحله‌ي پلي‌آف در حال برگزاري هستند. تا اينجاي بازي‌ها اتفاق غيرمنتظره‌ي خاصي نيافتاده و تيم‌هاي مدعي و قوي‌تر به مراحل بالاتر راه يافته‌اند.

البته و بيش از هر چيز، كاهش بار فني بازي‌ها و نزول سطح بازي، خودنمايي مي‌كند؛ ‌به گونه‌اي كه تماشاي كيفيت فني برخي از بازي‌ها، يادآور بازي‌هاي آل‌استار دهه‌هاي گذشته‌است. طبيعي است كه چنين نوع بازي‌اي، بيش از پيش تماشاگران را به خود جلب خواهد كرد؛ زيرا هيجان بسياري به همراه دارد. از سوي ديگر اما، دفاع‌هاي عروسكي بعضي از تيم‌ها، حتي در بازي‌هايي كه خطر حذف‌شدن آنها را تهديد مي‌كرد، بيش از پيش نشان از آن دارد كه بسكتبال نسبت به سال‌هاي گذشته خيلي عوض شده‌است. تغييري كه البته نمي‌توان تنها يك‌طرفه به آن نگريست، و مؤلفه‌هاي بسياري در رقم خوردن آن نقش داشته‌اند. به هر حال، اين برند بسكتبال سال‌هاي جاري است و شايد بهترين كار اين باشد كه از آن لذت برد!

از سوي ديگر، با بهبود شرايط كرونايي، آرام آرام تماشاگران نيز - البته هنوز بعضاً به شكل محدودتر - به سالن‌هاي ورزشي بازگشته و شرايط بازي‌ها را بيش از پيش به دوران پيش از كرونا - كه اكنون انگار قرن‌ها از آن گذشته - بازگردانده‌اند. شنيدن صداي زنده‌ي واكنش تماشاگران به بازي يكي از هيجان‌هاي اصلي رقابت‌هاي ورزشي بوده كه بروز محدوديت‌هاي كرونايي و برگزاري بازي‌هاي بي‌روح و بدون حضور تماشاگران، به خوبي اثر آن را نشان داده‌است.

به هر حال، اميد است كه اين بيماري نيز به زودي پايان يافته و بتوان دوباره بازي‌هاي مهيج اين رشته‌ي زيبا را در سالن‌هاي ورزشي دنبال كرد.

سرانجام گرگان!

روز گذشته و در پايان فصل ويژه‌ي كرونايي بسكتبال، دو تيم شهرداري گرگان و مهرام تهران بازي چهارم فينال ليگ برتر را برگزار كردند. اين تقابل نقطه‌ي پاياني بود بر ليگي كه البته با كش و قوس‌هاي فراوان و به خصوص جنجال‌هايي در بازي‌هاي پلي‌آف روبرو بود. تجربه‌ي تازه‌ي ليگ با شكل خاص برگزاري و عدم حضور تماشاگران از يك سو،‌ و وضعيت نابسامان اقتصادي بسياري از تيم‌ها از سوي ديگر، شكل خاصي به رقابت‌هاي سال جاري داد. البته تجربه‌ي سال گذشته كمك كرد تا به هر شكل ممكن، حداقل اين بازي‌ها تا معرفي قهرمان ادامه پيدا كند.

مسير ليگ سال جاري البته بي حاشيه نبود، و عدم حضور تماشاگران و شكل تازه‌ي بازي‌ها مانع از بروز حرف و حديث‌ها نشد. احتمال برگزاري المپيك و رقابت براي حضور در تيم ملي نيز انگيزه‌اي شد تا بازي‌ها جذابيت بيشتري پيدا كنند. حضور ستاره‌هاي قديمي بسكتبال در كنار چند خارجي با توانايي‌هاي قابل‌قبول هم وضعيت كيفي مسابقات را بهبود بخشيد؛ تا جذابيت رقابت‌ها بيشتر شود. جذابيتي كه البته در بازي روز گذشته هم نمود داشت؛‌ و حساسيت هميشگي اين رقابت را حتي بيشتر هم كرده‌بود. در بازي روز گذشته، در صورت برد گرگان اولين قهرماني تاريج اين باشگاه قديمي را رقم مي‌زد، و باخت اين تيم هم بازي پنجم و نهايي اين مرحله را قطعي مي‌كرد.

طبيعي است كه در چنين شرايطي رقابت جذابي دنبال مي‌شود؛ و مهره‌ةاي پرشمار گرگان از يك سو و ستاره‌هاي پا به سن گذاشته‌ي مهرام از سوي ديگر تمام تلاش‌شان را براي برتري در اين بازي به كار گرفتند. بازي بسيار پاياپاي دنبال شد و در حالي كه تا يك ثانيه مانده به پايان وقت قانوني، مهرام توانسته‌بود برتري سه امتيازي بر گرگان را حفظ كند، شوت لحظه‌ي آخري،‌ يا اصطلاحاً‌ بازر بيتر، از بازيكن خارجي گرگان بازي را به تساوي كشيد. شوتي كه از نيمه‌ي خودي روانه‌ي سبد حريف شده و عملاً‌ سرنوشت قهرماني را تعيين كرد؛ تا هيچان به اوج خود برسد.

در مورد اين شوت و اين بازي بسيار نوشته شده و نوشته خواهد شد. بازي‌اي كه در نهايت با برتري گرگان همراه شد تا بالاخره بعد از سال‌هاي سال حضور در سطح اول بسكتبال ايران، قهرماني رسماً به نام اين تيم نوشته شود. شادي اين برد به گونه‌اي بود كه مردم گرگان با فراموش كردن فاجعه‌اي كه در ايران و جهان در حال رخ دادن است،‌ به خيابان‌ها ريخته و جشن گرفتند؛ تا تنها برنده‌ي بازي ديروز ويروس مهلك كرونا باشد!

به هر حال،‌ اين بازي پيام‌ها و البته درس‌هاي فراوان بسكتبالي به همراه داشت. درس‌هايي كه البته بارزترين نمود آن نااميد نشدن تا لحظه‌ي آخر، و به اثبات رساندن اين اصل بود كه بسكتبال بازي ثانيه‌هاست.

فارغ از همه‌ي اينها، بازي روز گذشته البته تلخ هم بود. تلخ براي نسلي طلايي كه البته پا به سن گذاشته و فروغ روزهاي گذشته را ندارد؛ تلخ براي نسل جديدي كه چندان چيزي براي عرضه ندارند،‌ و هنوز چشم اميد دارند تا در لحظات حساس كسي به فريادشان برسد؛ تلخ براي علاقمنداني كه دوست داشتند بهترين ستاره‌هاي‌شان در برابر بازيكنان متوسط و ضعيف خارجي قدي علم كنند،‌ و نااميد برگشتند؛‌ و تلخ براي تماشاگراني كه لذت حضور در اين بازي را از دست دادند.

فعلاً،‌ و بعد از مدت‌ها، نوبت شادي گرگاني‌هاست كه البته با شايستگي قهرمان ليگ شدند؛ ولي بايد منتظر بود و ديد كه اين روند، بسكتبال ايران را به چه سمت و سويي روانه خواهد كرد. اميد است كه بسكتبال كشور روز به روز پرفروغ‌تر، قدرتمند‌تر و پرتوان‌تر از پيش شده و بتواند روزهاي طلايي گذشته را با نسلي جديد باز هم تكرار كند.

عيد، هنوز متفاوت!

سال 1400 هم بالاخره فرا رسيد و برخلاف بسياري از انتظارات، هنوز جهان درگير بيماري كرونا بوده و دورنمايي هم براي خروج از اين وضعيت به چشم نمي‌خورد. سال گذشته با اين اميد شروع شده‌بود كه شايد چند مالي درگيري با اين بيماري ادامه داشته باشد و با گرم‌تر شدن هوا و فرا رسيدن تابستان، عملاً اين بيماري نيز به فراموشي سپرده‌شود.

گذشت زمان اما نشان داد كه وضعيت جدي‌تر از اين حرف‌هاست، و حالا حالاها بايد انتظار درگيري با اين بيماري را داشت. سال نو با اين حال و هوا شروع شده و به نظر مي‌رسد كه بايد راهي براي زندگي طولاني‌مدت با بيماري يافت. همين دورنما، و البته سختي‌هاي فراوان كنار آمدن با بيماري در سال گذشته، فرا رسيدن سال نو را به شكل متفاوتي در آورده‌است. طبيعي است كه در چنين شرايطي پي‌گيري فعاليت‌هاي ورزشي نيز شكل متفاوتي به خود گرفته و با آن حال و هواي سابق تمايز آشكاري دارد.

به هر حال اميد است سال جديد سالي سرشار از سلامتي و شادي براي همگان باشد، و بتوان با فائق آمدن بر اين بيماري، روزهاي بهتري براي ورزش زيباي بسكتبال در ايران و جهان شاهد بود.

پايان سالي سخت

سال 99 هم با فراز و نشيب‌هاي بسيار روزهاي پاياني خود را سپري مي‌كند. سالي كه تماماً‌ زير سايه‌ي گسترش بيماري كرونا در ايران و جهان قرار گرفته و زندگي همه را به نحو بي‌سابقه‌اي تحت‌تأثير قرار داد. به تبع اين محدوديت‌هاي جديد، فعاليت‌هاي ورزشي نيز به شكل بي‌سابقه‌اي محدودتر شده و بسياري از مسابقات براي زمان نامعلومي متوقف شدند.

با گذشت زمان مشخص شد كه اين بيماري حالا حالاها همراه زندگي‌ها خواهد بود. بنابراين آرام آرام وضعيت رقابت‌ها در بالاترين سطح به شكل پايدارتري در آمده و با رعايت پروتكل‌هاي بهداشتي، برخي از اين رقابت‌هاي باشگاهي و ملي دنبال شدند؛ البته بدون حضور تماشاگران كه وضعيت بسيار خاصي در اين رقابت‌ها به وجود آورد. اين تغيير به حدي بود كه حتي تماشاي بازي‌ها بدون حضور تماشاگر نيز تجربه‌ي خاصي بود!

البته اين تغيير وضعيت تقريباً‌ به همان ليگ‌هاي برتر و مسابقات در بالاترين رده‌ها محدود شده و تجربه‌ي حضور در رقابت‌هاي بسكتبال براي ديگران به شدت محدود شده و منوط به چندين و چند شرط شد؛‌ كه البته در بسياري از زمان‌ها عملاً‌ برقرار نبودند.

محدوديت‌هاي كرونايي البته باعث شد تا المپيك نيز حداقل يك سال به تعويق بيافتد و حرف و حديث‌ها براي برگزاري در سال آتي نيز هنوز ادامه دارد. تا كنون مشخص شده كه در صورت برگزاري، تماشاگران حارجي امكان حضور در اين رقابت‌ها را نخواهند داشت.

براي بسكتبال ايران، قرار بود سال جاري سالي خاص باشد؛ سالي كه توأم با حضور در المپيك خواهد بود. با تعويق المپيك،‌ عملاً اين وضعيت به سال آتي منتقل شده‌است. به نظر مي‌رسد كه حضور ايران در المپيك، از سويي نقطه‌ي پاياني باشد بر حضور ستارگان بازمانده از نسل طلايي بسكتبال، يعني امثال حامد حدادي و صمد نيك‌خواه، و از سوي ديگر آخرين حضور ايران در بالاترين سطح رقابت‌ها براي ساليان متمادي. نكته‌ي دوم، سال جاري و اين حضور را البته بسيار ويژه خواهد ساخت. خاصه آن كه گروه جذابي هم براي ايران در قرعه‌كشي اين بازي‌ها مشخص شده‌است.

به هر حال بايد منتظر ماند و ديد سال آتي چه رخ‌دادهايي براي ورزش زيباي بسكتبال به همراه خواهد داشت. بسكتبال فارسان براي همه، به خصوص جامعه‌ي ورزشي و به ويژه بسكتبالي‌ها در اين روزهاي سخت، سلامتي و شادي آرزو مي‌كند.

بسكتبال كرونايي

در شرايطي كه به دليل گسترش بيماري كرونا تقريباً تمامي فعاليت‌هاي ورزشي معممول در كشور (و حتي دنيا) به حالت نيمه‌تعطيل در آمده، فعاليت‌هاي بين‌المللي و همچنين رقابت‌هاي ليگ‌هاي برتر كماكان با حفظ پروتكل‌هاي بهداشتي در حال انجام است. بازي‌هاي ليگ كشور در شرايطي دنبال مي‌شود كه تماشاگران از حضور در سالن‌ها محروم هستند؛ و مسابقات نيز با برنامه‌ريزي خاص و جديدي در سالن بسكتبال آزادي تهران برگزار مي‌شود.

به هر حال، صرف همين برگزاري رقابت‌ها و تعطيل نشدن آنها در شرايط جاري خبر خوبي به شمار مي‌رود. اين در حالي است كه اگر گسترش بيماري كرونا نبود، ليگ سال قبل به دليل انگيزه‌هاي فراوان بازيكنان براي حضور در تيم المپيك بسكتبال ايران، به طور قطع و يقين از استانداردهاي بالاتري برخوردار مي‌شد. به هر حال، المپيك كه فعلاً‌ حداقل يك سال به تأخير افتاده و حتي زمزمه‌هاي لغو آن نيز به گوش مي‌رسد، و ليگ هم از آن روزهاي پر سر و صداتر قبل نشاني ندارد.

در بازي‌هاي ليگ امسال، تا كنون پديده‌هاي خاصي چه در ميان تيم‌ها و چه در ميان بازيكنان ديده نشده، و باز هم همان نام‌هاي قديمي بر رقابت‌ها سايه انداخته‌اند. كيفيت بازي‌ها البته چندان بد نيست، اما اوج و فرودهاي بيماري كرونا در كشور، گريبان تيم‌ها را هم گرفته و گاه‌گداري مشكلاتي از نظر بيماران براي آنها ايجاد مي‌كند.

به هر حال تجربه‌ي بي‌سابقه‌ي برگزاري ليگ به اين شكل نيز به رخ‌داد‌هاي چند وقت اخير بسكتبال كشور اضافه شده، و بايد ديد تا كي اين بيماري قرار است بر زندگي انسان‌ها بر روي زمين تاثيرگزار باشد. به نظر مي‌رسد كه بايد براي مدت طولاني‌تري انتظار حضور كرونا در زندگي روزمره را داشت. اتفاقي كه عملاً‌ شكل تازه‌اي از فعاليت‌هاي ورزشي را براي همه‌ي دنيا ايجاد خواهد كرد.

پايان غيرمنتظره؟

با تمام اتفاقاتي كه در طي سال‌هاي اخير در بسكتبال كشور افتاده‌بود، هيچ‌كس انتظار نداشت كه تيم ملي بتواند (البته با خوش‌اقبالي) در بازي‌هاي جهاني سهميه‌ي المپيك را براي بار سوم (و البته احتمالاً آخرين بار،‌ حداقل براي سال‌هاي متمادي پيش رو) به دست آورد. اما اين اتفاق در عين ناباوري رخ داد، و بلافاصله معادلات جاري را در اين ورزش تغيير داد. از تغيير تصميم صمد نيك‌خواه بهرامي براي خداحافظي در بازي آخر جام جهاني (در عين حالي كه خيلي‌ها انتظار داشتند اين مهم در همان‌جا انجام شود، و حتي دليل حضورش در تيم ملي را همين مي‌دانستند)، تا برگشت بعضي از ستاره‌هاي پيشين به دنياي بسكتبال به اميد حضور و البته خداحافظي آبرومند از بازي‌هاي ملي، همه شرايطي تازه را براي بسكتبال رقم زدند.

اين موفقيت، عملاً دوران بازي ملي آخرين بازمانده‌هاي نسل طلايي بسكتبال، يعني صمد نيك‌خواه بهرامي، حامد حدادي و حتي مهدي كامراني را قدري طولاني‌تر كرد، تا با حضور احتمالي آنها در المپيك توكيو، عملاً پرونده‌ي دوران طلايي بسكتبال ايران به طور كامل بسته‌شود. با اين حال، گسترش كرونا و تأثير غيرقابل انكار آن بر تمام وقايع يكي دو سال اخير دنيا، باغث شد تا المپيك يك سال به تأخير بيافتد.

اين البته آخر ماجرا نبوده، و موج جديد بيماري در اكثر كشورهاي دنيا (كه به نظر مي‌رسد دير يا زود به ايران هم خواهد رسيد)، نگراني‌هاي جدي‌تري نسبت به امكان برگزاري اين رقابت‌ها (حتي بدون حضور تماشاگر) ايجاد كرده‌است. ارائه‌ي پيشنهادهايي از جمله حذف كامل تماشاگران، حذف كامل رشته‌هايي كه در آنها برخورد نزديك فيزيكي بين بازيكنان وجود دارد (مثل كشتي و ورزش‌هاي رزمي) و مواردي از اين دست، نشان‌دهنده‌ي نگراني‌هاي جدي براي برگزاري اين رقابت‌ها هستند. از سوي مقامات رسمي البته هنوز اظهارنظر قطعي‌اي صورت نگرفته، اما احتمال لغو كامل بازي‌هاي المپيك اين دوره هر روز جدي‌تر از از قبل مطرح مي‌شود.

اگر اين اتفاق رخ دهد، بايد عملاً آخرين حضور نسل طلايي بسكتبال ايران را در جهان پايان‌يافته دانست. حضوري كه البته با ضعف جدي‌اي كه در نسل‌هاي بعدي بسكتبال ديده شده،‌ و در دو بازي آخر تيم ملي در برابر تيم‌هاي درجه چندم آسيا به خوبي نمود داشت، به نظر بايد سال‌ها در انتظار تكرار آن به سر برد. بايد منتظر ماند و ديد كه با تعيين تكليف المپيك، چه اتفاقاتي براي بسكتبال ايران - كه البته فاصله‌ي زيادي با روزهاي خوش گذشته دارد - رخ خواهد داد.

نشانه‌هاي پايان؟

تيم ملي بزرگ‌سالان مردان در ادامه‌ي رقابت‌هاي مقدماتي كاپ آسيا در منطقه‌ي غرب، ساعاتي پيش به ديدار عربستان رفت. ديداري كه البته با توجه به گسترش بيماري كرونا، بدون حضور تماشاگر و در كشور قطر برگزار شد. با اين كه دو ستاره‌ي قديمي تيم، يعني صمد نيك‌خواه بهرامي و حامد حدادي، در اين ديدار به دلايل مختلف حضور نداشتند، اما باز هم انتظار نمي‌رفت كه عربستان براي تيم ملي دردسري ايجاد كند. عربستان در بسكتبال آسيا قدرتي درجه‌ي دو و حتي سه به شمار مي‌رود؛ در حالي كه ايران در حدود دو دهه‌ي گذشته بين دو يا سه قدرت برتر اين قاره بوده‌است.

با همه‌ي اين احوال، همان مشكلات خيلي قديمي باز هم گريبان‌گير تيم ملي شده و در ديداري كه بايد به آساني و با حضور همه‌ي بازيكنان بردي با اختلاف بالا به ثبت مي‌رسيد، عملاً بازي به لحظات پاياني كشيده‌شد! جايي كه اگر پايمردي بهنام يخچالي و محمد جمشيدي نبود، نتيجه‌ي بازي مشخص نمي‌شد. به هر حال و با هر زحمتي كه بود، اين بازي هم با اختلاف نزديك هفت امتياز به سود ايران خاتمه يافت.

با روند نزولي‌اي كه در سال‌هاي اخير در بسكتبال ايران ديده شده، مشخص نيست كه آيا بايد از اين به بعد انتظار شكست در برابر تيم‌هاي درجه سوم آسيا را كشيد، يا باز هم همان ستاره‌هاي قديمي بار سنگين بسكتبال را به دوش خواهند كشيد!

كرونا و شعور

چندي پيش مهدي كامراني بسكتباليست با سابقه‌ي نسل طلايي بسكتبال، در صفحه‌ي شخصي خود خبر از مثبت شدن تست كرونا داده و اعلام كرده‌بود كه براي مدت دو هفته طبق قواعد معمول، خود را قرنطينه خواهد كرد. در ادامه هم هشتگ با شعور باشيم را استفاده كرد؛‌ تا به نوعي به كساني كه بدون ملاحظه‌ي ساير مردم هيچ‌يك از پروتكل‌هاي بهداشتي را رعايت نكرده و حتي اصل موضوع بيماري خود را از ديگران كتمان مي‌كنند، كنايه‌اي زده‌باشد.

در اين كه شعور در اين بحبوحه‌ي نابسامان بيماري البته چيز كم‌يابي است، شكي نيست. برخوردهايي اين‌چنين شايد بيش از اين بايد صورت گيرد، شايد بتواند الگويي باشد براي كساني كه هنوز! ماه‌ها بعد از شروع گسترش اين بيماري مرگ‌بار، ارزشي براي جان ديگران قايل نيستند و هر روز با رفتار خود جان ديگران را به خطر مي‌اندازند.

شايد يكي از مهم‌ترين دلايل افزايش بيماران و مرگ‌ و مير، همين بي تفاوتي خود من و شماست. بله، شما دوست عزيز!

با شعور باشيم!

ليكرز بر بام

در پايان رقابت‌هاي عجيب و غريب سال جاري ان بي اي، تيم ليكرز توانست علي‌رغم درخشش غيرمنتظره‌ي چند تيم پايين جدولي در بازي‌هاي مرحله‌ي پلي‌آف، تيم ميامي هيت را در فينال با نتيجه‌ي چهار بر دو مغلوب كرده و به مقام قهرماني برسد. مقامي كه البته در ابتداي فصل و پيش از شيوع كرونا، كه قرن‌ها پيش به نظر مي‌رسد، پيش‌بيني مي‌شد؛ اما اتفاقات عجيب و غريب سال جاري عملاً همه‌ي پيش‌گويي‌ها را بي‌اعتبار كرده‌بود.

در بازي‌هاي سال جاري، باز هم اين لبرون جيمز فوق‌ستاره‌ي تمام نشدني دنياي بسكتبال بود كه در حضور ستارگان جوان‌تر، توانست گوي رقابت را ربوده و عنوان بهترين بازيكن دوره‌ي فينال را نيز به خود اختصاص دهد. عنواني كه در كنار قهرماني با سه تيم مختلف، نام او را به عنوان تنها ركورددار كل تاريخ ان بي اي در اين زمينه نشان مي‌دهد.جالب آنجاست كه در تمام اين قهرماني‌ها، خود لبرون به عنوان ستاره‌ي اصلي تيم تمام بار را به دوش كشيده‌است.

قهرماني امسال ليكرز در برابر تيم سخت‌جان ميامي هيت با بازيكنان بسيار سخت‌كوشش، طعم شيرين‌تري براي ليكرز و لبرون داشت. لبرون جيمز با اين قهرماني ركوردهاي خود را به عنوان يكي از بهترين بازيكنان تاريخ اين رقابت‌ها بهبود بخشيده و در برابر مربي سابق خود در ميامي نيز به برتري دست يافت. ليكرز نيز براي اولين بار بعد از دوران طولاني حضور كوبي برايانت فقيد، توانست باز هم بر سكوي قهرماني تكيه بزند. قهرماني‌اي كه دقيقاً ده سال بعد از آخرين عنوان ليكرز در ان بي اي به دست آمد. هم‌زماني اين روي‌داد با فقدان تأثربرانگيز كوبي، در جشن‌هاي قهرماني در لس‌آنجلس نيز خود را نشان داده و كليپ‌هاي فريادهاي كوبي، كوبي مردم اين شهر در فضاهاي مجازي منتشر شده‌است.

به هر حال، اكنون ليكرز بار ديگر به ريل قهرماني برگشته ولي مشخص نيست كه اين روند تا كي مي‌تواند ادامه داشته‌باشد. برخي از تيم‌هاي ان‌بي‌اي از هم‌اكنون به دنبال جذب فوق‌ستاره‌ها براي قهرماني سال بعد هستند؛ و ليكرز نيز به خصوص در بازي‌هاي حساس سال جاري نشان داده كه عمق تيمي ندارد و نيازمند تقويت جدي است. به خصوص اگر اين موضوع را در كنار انگيزه‌هاي لبرون در سال‌هاي آخر بازيگري خود قرار دهيم، ممكن است موقعيت‌ها و انتقال‌هاي جذابي در ان بي اي در راه باشد. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا ليكرز مي‌تواند سال آينده هم تيمي مدعي به رقابت‌ها ارسال كند؛ يا از هم‌اكنون قافيه را به تيم‌هاي پرانگيزه‌ي ديگر خواهد باخت.