پايان سالي سخت
سال 99 هم با فراز و نشيبهاي بسيار روزهاي پاياني خود را سپري ميكند. سالي كه تماماً زير سايهي گسترش بيماري كرونا در ايران و جهان قرار گرفته و زندگي همه را به نحو بيسابقهاي تحتتأثير قرار داد. به تبع اين محدوديتهاي جديد، فعاليتهاي ورزشي نيز به شكل بيسابقهاي محدودتر شده و بسياري از مسابقات براي زمان نامعلومي متوقف شدند.
با گذشت زمان مشخص شد كه اين بيماري حالا حالاها همراه زندگيها خواهد بود. بنابراين آرام آرام وضعيت رقابتها در بالاترين سطح به شكل پايدارتري در آمده و با رعايت پروتكلهاي بهداشتي، برخي از اين رقابتهاي باشگاهي و ملي دنبال شدند؛ البته بدون حضور تماشاگران كه وضعيت بسيار خاصي در اين رقابتها به وجود آورد. اين تغيير به حدي بود كه حتي تماشاي بازيها بدون حضور تماشاگر نيز تجربهي خاصي بود!
البته اين تغيير وضعيت تقريباً به همان ليگهاي برتر و مسابقات در بالاترين ردهها محدود شده و تجربهي حضور در رقابتهاي بسكتبال براي ديگران به شدت محدود شده و منوط به چندين و چند شرط شد؛ كه البته در بسياري از زمانها عملاً برقرار نبودند.
محدوديتهاي كرونايي البته باعث شد تا المپيك نيز حداقل يك سال به تعويق بيافتد و حرف و حديثها براي برگزاري در سال آتي نيز هنوز ادامه دارد. تا كنون مشخص شده كه در صورت برگزاري، تماشاگران حارجي امكان حضور در اين رقابتها را نخواهند داشت.
براي بسكتبال ايران، قرار بود سال جاري سالي خاص باشد؛ سالي كه توأم با حضور در المپيك خواهد بود. با تعويق المپيك، عملاً اين وضعيت به سال آتي منتقل شدهاست. به نظر ميرسد كه حضور ايران در المپيك، از سويي نقطهي پاياني باشد بر حضور ستارگان بازمانده از نسل طلايي بسكتبال، يعني امثال حامد حدادي و صمد نيكخواه، و از سوي ديگر آخرين حضور ايران در بالاترين سطح رقابتها براي ساليان متمادي. نكتهي دوم، سال جاري و اين حضور را البته بسيار ويژه خواهد ساخت. خاصه آن كه گروه جذابي هم براي ايران در قرعهكشي اين بازيها مشخص شدهاست.
به هر حال بايد منتظر ماند و ديد سال آتي چه رخدادهايي براي ورزش زيباي بسكتبال به همراه خواهد داشت. بسكتبال فارسان براي همه، به خصوص جامعهي ورزشي و به ويژه بسكتباليها در اين روزهاي سخت، سلامتي و شادي آرزو ميكند.