پايهها در ناكامي
طي هفتههاي گذشته تيمهاي ملي پايهي بسكتبال به فاصلهي بسيار اندكي از هم در مسابقات آسيايي شركت كردند. تيم ملي نوجوانان در گرگان ميزباني رقابتهاي غرب آسيا را بر عهده داشته و تيم ملي جوانان هم براي دفاع از عنوان قهرماني خود در مسابقات قهرماني آسيا به ميدان رفت. طبق انتظارات، هر دوي اين رقابتها با شكست نمايندههاي ايران همراه بود. شكستهايي كه در نهايت عنوان نايبقهرماني را براي تيم ملي نوجوانان به همراه داشته و باعث حذف و از دست دادن سهميهي جهاني براي تيم ملي جوانان شد.
بلافاصله بعد از اين شكستها، توجيههايي هم به خصوص براي عملكرد تيم ملي جوانان مطرح شد؛ توجيههايي از جنس حضور تيمهاي قدرتمند اقيانوسيه در آسيا و يا مصدوميت بازيكنان اصلي. برخي هم اساساً به ذات نوسان در رقابتهاي ردههاي سني اشاره كردند (كه البته در جاي خود حرف درستياست و صد البته در بين كشورهاي صاحب بسكتبال به حداقل رسيدهاست).
وراي تمام اين بحثها، روند بسيار نگرانكنندهاي در بسكتبال دنبال ميشود؛ و عملاً پشتوانههاي بسكتبال بسيار ضعيف عمل ميكنند (كه نمونهاي از اين عملكرد در بازي ضعيف تيم ملي جوانان در مقابل رقيبان نه چندان مطرح هم نمود يافت). وضعيت تيم ملي بزرگسالان هم تعريف چنداني نداشته و از آمادگي معمول تيم هم خبري نيست. اي كاش اين شكستها زنگ خطر جديتري براي مسؤولين فدراسيون باشد؛ و اي كاش به جاي شنيدن توجيهها به دنبال ترميم ضعفها بوديم.
اي كاش ...