تازه وارد!

رقابت‌هاي ليگ بسكتبال ان بي اي در سال جاري روز گذشته سرانجام با تعيين قهرمان به كار خود پايان داد. با وجود تجربه‌ي سال قبل، و علي‌رغم اين كه تماشاگران باز هم آرام آرام به ورزشگاه‌ها برگشتند؛ اين ليگ در سال جاري كيفيت سال‌هاي قبل را نداشت. از طرفي، بسياري از تيم‌هاي مدعي در مراحل اوليه‌ي مسابقات حذفي از دور كنار رفته و از سوي ديگر، بازي‌هاي كم‌رمقي از ساير تيم‌ها ارائه شد؛ تا در پايان سال متوسطي براي اين ليگ پرطرفدار رقم بخورد.

با اين كه چندين و چند تيم از هر كنفرانس مدعي قهرماني در بازي‌هاي سال جاري بودند - و حتي تيمي مانند بروكلين نتز تقريباً آينده‌ي شش ساله‌ي تيم خود را صرف سرمايه‌گذاري براي خريد بازيكنان و قهرماني در سال جاري كرد - عملاً چهار تيم راه يافته به فينال كنفرانس‌هاي شرق و غرب يا اساساً هيچ‌گاه قهرمان ان بي اي نشده بودند، و يا از آخرين قهرماني آنها سال‌ها مي‌گذشت. به جز يكي دو مورد، خبري هم از ستاره‌هاي نامي در تركيب اين تيم‌ها نبوده و بر همين اساس، شكل تازه‌اي از رقابت براي قهرماني در بازي‌هاي امسال ديده‌شد.

در پايان اين دو تيم ميلواكي باكز - با ستاره‌ي يوناني خود يانيس آنته‌تكومپو - و فنيكس سانز - به همراه گارد كهنه‌كار خود كريس پال - با غلبه بر ساير حريفان خود در فينال‌هاي كنفرانس شرق و غرب به دور نهايي رسيدند. بازي‌هاي فينال هم چندان جذاب‌تر از آب در نيامده و حتي در بازي‌هاي تعيين‌كننده‌ي قهرماني هم اثري از سطح بالاي بازي و جدال‌هاي جذاب نبود.

به هر حال تيم ميلواكي باكز توانست در نهايت از شكست دو بر صفر در دو بازي اول، پلي براي پيروزي در چهار بازي بعدي بسازد تا رقيب خود را در نهايت در شش بازي مغلوب كرده و براي اولين بار بعد از حدود پنجاه سال به قهرماني ان بي اي برسد. قهرماني ميلوكي، عملاً‌ تازه‌واردي را بين مدعيان هميشگي قهرماني در ان بي اي معرفي كرد؛ كه شايد بر جذابيت رقابت‌ها در سال آتي بيافزايد. از طرف ديگر، اين نتيجه البته براي كريس پال كه سال‌هاي پاياني حضور در ان بي اي را سپري مي‌كند، خيلي تلخ بوده و شايد به اين معنا باشد كه اين ستاره‌ي بزرگ بدون كسب عنوان قهرماني، كفش‌هاي خود را بياويزد.

البته مي‌توان دلايل متعددي براي كيفيت پايين‌تر بازي‌هاي سال جاري برشمرد؛ دلايلي از جمله همه‌گيري بيماري، فرصت نامناسب براي آماده‌سازي پيش از فصل و حين آن، و برنامه‌ي خاص رقابت‌هاي اين فصل به دليل مشكلات كرونا؛ اما هيچ‌يك از اينها شايد نتواند افت كيفي ان بي اي را براي تماشاگران ثابت‌قدم اين ورزش زيبا توجيه كند.

با اين شرايط، بايد منتظر ماند و ديد كه شكل رقابت‌ها در سال آتي به چه صورتي در خواهد آمد؛‌ و به خصوص، با بازگشت تدريجي شرايط به پيش از همه‌گيري، آيا باز هم مي‌توان همان رقابت‌هاي جذاب هميشگي را در اين ليگ نظاره كرد؛‌ يا بازي فردي و بالا رفتن آمار شخصي بر همه‌چيز اين ليگ غلبه كرده‌است.

هيجان و بي‌هيجاني!

با الهام گرفتن از بازي‌هاي سال گذشته در اوج همه‌گيري كرونا، رقابت‌هاي بسكتبال ان بي اي در سال جاري به شكل منسجم‌تري برگزار شده و در حال حاضر نيز رقابت‌هاي دور دوم مرحله‌ي پلي‌آف در حال برگزاري هستند. تا اينجاي بازي‌ها اتفاق غيرمنتظره‌ي خاصي نيافتاده و تيم‌هاي مدعي و قوي‌تر به مراحل بالاتر راه يافته‌اند.

البته و بيش از هر چيز، كاهش بار فني بازي‌ها و نزول سطح بازي، خودنمايي مي‌كند؛ ‌به گونه‌اي كه تماشاي كيفيت فني برخي از بازي‌ها، يادآور بازي‌هاي آل‌استار دهه‌هاي گذشته‌است. طبيعي است كه چنين نوع بازي‌اي، بيش از پيش تماشاگران را به خود جلب خواهد كرد؛ زيرا هيجان بسياري به همراه دارد. از سوي ديگر اما، دفاع‌هاي عروسكي بعضي از تيم‌ها، حتي در بازي‌هايي كه خطر حذف‌شدن آنها را تهديد مي‌كرد، بيش از پيش نشان از آن دارد كه بسكتبال نسبت به سال‌هاي گذشته خيلي عوض شده‌است. تغييري كه البته نمي‌توان تنها يك‌طرفه به آن نگريست، و مؤلفه‌هاي بسياري در رقم خوردن آن نقش داشته‌اند. به هر حال، اين برند بسكتبال سال‌هاي جاري است و شايد بهترين كار اين باشد كه از آن لذت برد!

از سوي ديگر، با بهبود شرايط كرونايي، آرام آرام تماشاگران نيز - البته هنوز بعضاً به شكل محدودتر - به سالن‌هاي ورزشي بازگشته و شرايط بازي‌ها را بيش از پيش به دوران پيش از كرونا - كه اكنون انگار قرن‌ها از آن گذشته - بازگردانده‌اند. شنيدن صداي زنده‌ي واكنش تماشاگران به بازي يكي از هيجان‌هاي اصلي رقابت‌هاي ورزشي بوده كه بروز محدوديت‌هاي كرونايي و برگزاري بازي‌هاي بي‌روح و بدون حضور تماشاگران، به خوبي اثر آن را نشان داده‌است.

به هر حال، اميد است كه اين بيماري نيز به زودي پايان يافته و بتوان دوباره بازي‌هاي مهيج اين رشته‌ي زيبا را در سالن‌هاي ورزشي دنبال كرد.

سرانجام گرگان!

روز گذشته و در پايان فصل ويژه‌ي كرونايي بسكتبال، دو تيم شهرداري گرگان و مهرام تهران بازي چهارم فينال ليگ برتر را برگزار كردند. اين تقابل نقطه‌ي پاياني بود بر ليگي كه البته با كش و قوس‌هاي فراوان و به خصوص جنجال‌هايي در بازي‌هاي پلي‌آف روبرو بود. تجربه‌ي تازه‌ي ليگ با شكل خاص برگزاري و عدم حضور تماشاگران از يك سو،‌ و وضعيت نابسامان اقتصادي بسياري از تيم‌ها از سوي ديگر، شكل خاصي به رقابت‌هاي سال جاري داد. البته تجربه‌ي سال گذشته كمك كرد تا به هر شكل ممكن، حداقل اين بازي‌ها تا معرفي قهرمان ادامه پيدا كند.

مسير ليگ سال جاري البته بي حاشيه نبود، و عدم حضور تماشاگران و شكل تازه‌ي بازي‌ها مانع از بروز حرف و حديث‌ها نشد. احتمال برگزاري المپيك و رقابت براي حضور در تيم ملي نيز انگيزه‌اي شد تا بازي‌ها جذابيت بيشتري پيدا كنند. حضور ستاره‌هاي قديمي بسكتبال در كنار چند خارجي با توانايي‌هاي قابل‌قبول هم وضعيت كيفي مسابقات را بهبود بخشيد؛ تا جذابيت رقابت‌ها بيشتر شود. جذابيتي كه البته در بازي روز گذشته هم نمود داشت؛‌ و حساسيت هميشگي اين رقابت را حتي بيشتر هم كرده‌بود. در بازي روز گذشته، در صورت برد گرگان اولين قهرماني تاريج اين باشگاه قديمي را رقم مي‌زد، و باخت اين تيم هم بازي پنجم و نهايي اين مرحله را قطعي مي‌كرد.

طبيعي است كه در چنين شرايطي رقابت جذابي دنبال مي‌شود؛ و مهره‌ةاي پرشمار گرگان از يك سو و ستاره‌هاي پا به سن گذاشته‌ي مهرام از سوي ديگر تمام تلاش‌شان را براي برتري در اين بازي به كار گرفتند. بازي بسيار پاياپاي دنبال شد و در حالي كه تا يك ثانيه مانده به پايان وقت قانوني، مهرام توانسته‌بود برتري سه امتيازي بر گرگان را حفظ كند، شوت لحظه‌ي آخري،‌ يا اصطلاحاً‌ بازر بيتر، از بازيكن خارجي گرگان بازي را به تساوي كشيد. شوتي كه از نيمه‌ي خودي روانه‌ي سبد حريف شده و عملاً‌ سرنوشت قهرماني را تعيين كرد؛ تا هيچان به اوج خود برسد.

در مورد اين شوت و اين بازي بسيار نوشته شده و نوشته خواهد شد. بازي‌اي كه در نهايت با برتري گرگان همراه شد تا بالاخره بعد از سال‌هاي سال حضور در سطح اول بسكتبال ايران، قهرماني رسماً به نام اين تيم نوشته شود. شادي اين برد به گونه‌اي بود كه مردم گرگان با فراموش كردن فاجعه‌اي كه در ايران و جهان در حال رخ دادن است،‌ به خيابان‌ها ريخته و جشن گرفتند؛ تا تنها برنده‌ي بازي ديروز ويروس مهلك كرونا باشد!

به هر حال،‌ اين بازي پيام‌ها و البته درس‌هاي فراوان بسكتبالي به همراه داشت. درس‌هايي كه البته بارزترين نمود آن نااميد نشدن تا لحظه‌ي آخر، و به اثبات رساندن اين اصل بود كه بسكتبال بازي ثانيه‌هاست.

فارغ از همه‌ي اينها، بازي روز گذشته البته تلخ هم بود. تلخ براي نسلي طلايي كه البته پا به سن گذاشته و فروغ روزهاي گذشته را ندارد؛ تلخ براي نسل جديدي كه چندان چيزي براي عرضه ندارند،‌ و هنوز چشم اميد دارند تا در لحظات حساس كسي به فريادشان برسد؛ تلخ براي علاقمنداني كه دوست داشتند بهترين ستاره‌هاي‌شان در برابر بازيكنان متوسط و ضعيف خارجي قدي علم كنند،‌ و نااميد برگشتند؛‌ و تلخ براي تماشاگراني كه لذت حضور در اين بازي را از دست دادند.

فعلاً،‌ و بعد از مدت‌ها، نوبت شادي گرگاني‌هاست كه البته با شايستگي قهرمان ليگ شدند؛ ولي بايد منتظر بود و ديد كه اين روند، بسكتبال ايران را به چه سمت و سويي روانه خواهد كرد. اميد است كه بسكتبال كشور روز به روز پرفروغ‌تر، قدرتمند‌تر و پرتوان‌تر از پيش شده و بتواند روزهاي طلايي گذشته را با نسلي جديد باز هم تكرار كند.

بسكتبال كرونايي

در شرايطي كه به دليل گسترش بيماري كرونا تقريباً تمامي فعاليت‌هاي ورزشي معممول در كشور (و حتي دنيا) به حالت نيمه‌تعطيل در آمده، فعاليت‌هاي بين‌المللي و همچنين رقابت‌هاي ليگ‌هاي برتر كماكان با حفظ پروتكل‌هاي بهداشتي در حال انجام است. بازي‌هاي ليگ كشور در شرايطي دنبال مي‌شود كه تماشاگران از حضور در سالن‌ها محروم هستند؛ و مسابقات نيز با برنامه‌ريزي خاص و جديدي در سالن بسكتبال آزادي تهران برگزار مي‌شود.

به هر حال، صرف همين برگزاري رقابت‌ها و تعطيل نشدن آنها در شرايط جاري خبر خوبي به شمار مي‌رود. اين در حالي است كه اگر گسترش بيماري كرونا نبود، ليگ سال قبل به دليل انگيزه‌هاي فراوان بازيكنان براي حضور در تيم المپيك بسكتبال ايران، به طور قطع و يقين از استانداردهاي بالاتري برخوردار مي‌شد. به هر حال، المپيك كه فعلاً‌ حداقل يك سال به تأخير افتاده و حتي زمزمه‌هاي لغو آن نيز به گوش مي‌رسد، و ليگ هم از آن روزهاي پر سر و صداتر قبل نشاني ندارد.

در بازي‌هاي ليگ امسال، تا كنون پديده‌هاي خاصي چه در ميان تيم‌ها و چه در ميان بازيكنان ديده نشده، و باز هم همان نام‌هاي قديمي بر رقابت‌ها سايه انداخته‌اند. كيفيت بازي‌ها البته چندان بد نيست، اما اوج و فرودهاي بيماري كرونا در كشور، گريبان تيم‌ها را هم گرفته و گاه‌گداري مشكلاتي از نظر بيماران براي آنها ايجاد مي‌كند.

به هر حال تجربه‌ي بي‌سابقه‌ي برگزاري ليگ به اين شكل نيز به رخ‌داد‌هاي چند وقت اخير بسكتبال كشور اضافه شده، و بايد ديد تا كي اين بيماري قرار است بر زندگي انسان‌ها بر روي زمين تاثيرگزار باشد. به نظر مي‌رسد كه بايد براي مدت طولاني‌تري انتظار حضور كرونا در زندگي روزمره را داشت. اتفاقي كه عملاً‌ شكل تازه‌اي از فعاليت‌هاي ورزشي را براي همه‌ي دنيا ايجاد خواهد كرد.

پايان غيرمنتظره؟

با تمام اتفاقاتي كه در طي سال‌هاي اخير در بسكتبال كشور افتاده‌بود، هيچ‌كس انتظار نداشت كه تيم ملي بتواند (البته با خوش‌اقبالي) در بازي‌هاي جهاني سهميه‌ي المپيك را براي بار سوم (و البته احتمالاً آخرين بار،‌ حداقل براي سال‌هاي متمادي پيش رو) به دست آورد. اما اين اتفاق در عين ناباوري رخ داد، و بلافاصله معادلات جاري را در اين ورزش تغيير داد. از تغيير تصميم صمد نيك‌خواه بهرامي براي خداحافظي در بازي آخر جام جهاني (در عين حالي كه خيلي‌ها انتظار داشتند اين مهم در همان‌جا انجام شود، و حتي دليل حضورش در تيم ملي را همين مي‌دانستند)، تا برگشت بعضي از ستاره‌هاي پيشين به دنياي بسكتبال به اميد حضور و البته خداحافظي آبرومند از بازي‌هاي ملي، همه شرايطي تازه را براي بسكتبال رقم زدند.

اين موفقيت، عملاً دوران بازي ملي آخرين بازمانده‌هاي نسل طلايي بسكتبال، يعني صمد نيك‌خواه بهرامي، حامد حدادي و حتي مهدي كامراني را قدري طولاني‌تر كرد، تا با حضور احتمالي آنها در المپيك توكيو، عملاً پرونده‌ي دوران طلايي بسكتبال ايران به طور كامل بسته‌شود. با اين حال، گسترش كرونا و تأثير غيرقابل انكار آن بر تمام وقايع يكي دو سال اخير دنيا، باغث شد تا المپيك يك سال به تأخير بيافتد.

اين البته آخر ماجرا نبوده، و موج جديد بيماري در اكثر كشورهاي دنيا (كه به نظر مي‌رسد دير يا زود به ايران هم خواهد رسيد)، نگراني‌هاي جدي‌تري نسبت به امكان برگزاري اين رقابت‌ها (حتي بدون حضور تماشاگر) ايجاد كرده‌است. ارائه‌ي پيشنهادهايي از جمله حذف كامل تماشاگران، حذف كامل رشته‌هايي كه در آنها برخورد نزديك فيزيكي بين بازيكنان وجود دارد (مثل كشتي و ورزش‌هاي رزمي) و مواردي از اين دست، نشان‌دهنده‌ي نگراني‌هاي جدي براي برگزاري اين رقابت‌ها هستند. از سوي مقامات رسمي البته هنوز اظهارنظر قطعي‌اي صورت نگرفته، اما احتمال لغو كامل بازي‌هاي المپيك اين دوره هر روز جدي‌تر از از قبل مطرح مي‌شود.

اگر اين اتفاق رخ دهد، بايد عملاً آخرين حضور نسل طلايي بسكتبال ايران را در جهان پايان‌يافته دانست. حضوري كه البته با ضعف جدي‌اي كه در نسل‌هاي بعدي بسكتبال ديده شده،‌ و در دو بازي آخر تيم ملي در برابر تيم‌هاي درجه چندم آسيا به خوبي نمود داشت، به نظر بايد سال‌ها در انتظار تكرار آن به سر برد. بايد منتظر ماند و ديد كه با تعيين تكليف المپيك، چه اتفاقاتي براي بسكتبال ايران - كه البته فاصله‌ي زيادي با روزهاي خوش گذشته دارد - رخ خواهد داد.

نشانه‌هاي پايان؟

تيم ملي بزرگ‌سالان مردان در ادامه‌ي رقابت‌هاي مقدماتي كاپ آسيا در منطقه‌ي غرب، ساعاتي پيش به ديدار عربستان رفت. ديداري كه البته با توجه به گسترش بيماري كرونا، بدون حضور تماشاگر و در كشور قطر برگزار شد. با اين كه دو ستاره‌ي قديمي تيم، يعني صمد نيك‌خواه بهرامي و حامد حدادي، در اين ديدار به دلايل مختلف حضور نداشتند، اما باز هم انتظار نمي‌رفت كه عربستان براي تيم ملي دردسري ايجاد كند. عربستان در بسكتبال آسيا قدرتي درجه‌ي دو و حتي سه به شمار مي‌رود؛ در حالي كه ايران در حدود دو دهه‌ي گذشته بين دو يا سه قدرت برتر اين قاره بوده‌است.

با همه‌ي اين احوال، همان مشكلات خيلي قديمي باز هم گريبان‌گير تيم ملي شده و در ديداري كه بايد به آساني و با حضور همه‌ي بازيكنان بردي با اختلاف بالا به ثبت مي‌رسيد، عملاً بازي به لحظات پاياني كشيده‌شد! جايي كه اگر پايمردي بهنام يخچالي و محمد جمشيدي نبود، نتيجه‌ي بازي مشخص نمي‌شد. به هر حال و با هر زحمتي كه بود، اين بازي هم با اختلاف نزديك هفت امتياز به سود ايران خاتمه يافت.

با روند نزولي‌اي كه در سال‌هاي اخير در بسكتبال ايران ديده شده، مشخص نيست كه آيا بايد از اين به بعد انتظار شكست در برابر تيم‌هاي درجه سوم آسيا را كشيد، يا باز هم همان ستاره‌هاي قديمي بار سنگين بسكتبال را به دوش خواهند كشيد!

ليكرز بر بام

در پايان رقابت‌هاي عجيب و غريب سال جاري ان بي اي، تيم ليكرز توانست علي‌رغم درخشش غيرمنتظره‌ي چند تيم پايين جدولي در بازي‌هاي مرحله‌ي پلي‌آف، تيم ميامي هيت را در فينال با نتيجه‌ي چهار بر دو مغلوب كرده و به مقام قهرماني برسد. مقامي كه البته در ابتداي فصل و پيش از شيوع كرونا، كه قرن‌ها پيش به نظر مي‌رسد، پيش‌بيني مي‌شد؛ اما اتفاقات عجيب و غريب سال جاري عملاً همه‌ي پيش‌گويي‌ها را بي‌اعتبار كرده‌بود.

در بازي‌هاي سال جاري، باز هم اين لبرون جيمز فوق‌ستاره‌ي تمام نشدني دنياي بسكتبال بود كه در حضور ستارگان جوان‌تر، توانست گوي رقابت را ربوده و عنوان بهترين بازيكن دوره‌ي فينال را نيز به خود اختصاص دهد. عنواني كه در كنار قهرماني با سه تيم مختلف، نام او را به عنوان تنها ركورددار كل تاريخ ان بي اي در اين زمينه نشان مي‌دهد.جالب آنجاست كه در تمام اين قهرماني‌ها، خود لبرون به عنوان ستاره‌ي اصلي تيم تمام بار را به دوش كشيده‌است.

قهرماني امسال ليكرز در برابر تيم سخت‌جان ميامي هيت با بازيكنان بسيار سخت‌كوشش، طعم شيرين‌تري براي ليكرز و لبرون داشت. لبرون جيمز با اين قهرماني ركوردهاي خود را به عنوان يكي از بهترين بازيكنان تاريخ اين رقابت‌ها بهبود بخشيده و در برابر مربي سابق خود در ميامي نيز به برتري دست يافت. ليكرز نيز براي اولين بار بعد از دوران طولاني حضور كوبي برايانت فقيد، توانست باز هم بر سكوي قهرماني تكيه بزند. قهرماني‌اي كه دقيقاً ده سال بعد از آخرين عنوان ليكرز در ان بي اي به دست آمد. هم‌زماني اين روي‌داد با فقدان تأثربرانگيز كوبي، در جشن‌هاي قهرماني در لس‌آنجلس نيز خود را نشان داده و كليپ‌هاي فريادهاي كوبي، كوبي مردم اين شهر در فضاهاي مجازي منتشر شده‌است.

به هر حال، اكنون ليكرز بار ديگر به ريل قهرماني برگشته ولي مشخص نيست كه اين روند تا كي مي‌تواند ادامه داشته‌باشد. برخي از تيم‌هاي ان‌بي‌اي از هم‌اكنون به دنبال جذب فوق‌ستاره‌ها براي قهرماني سال بعد هستند؛ و ليكرز نيز به خصوص در بازي‌هاي حساس سال جاري نشان داده كه عمق تيمي ندارد و نيازمند تقويت جدي است. به خصوص اگر اين موضوع را در كنار انگيزه‌هاي لبرون در سال‌هاي آخر بازيگري خود قرار دهيم، ممكن است موقعيت‌ها و انتقال‌هاي جذابي در ان بي اي در راه باشد. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا ليكرز مي‌تواند سال آينده هم تيمي مدعي به رقابت‌ها ارسال كند؛ يا از هم‌اكنون قافيه را به تيم‌هاي پرانگيزه‌ي ديگر خواهد باخت.

باز هم ليگ؟

در خبرهايي كه از اعلام آمادگي تيم‌ها براي ليگ برتر بزرگ‌سالان كشور در سال جاري در رسانه‌ها مطرح شده، نام تيم شهركرد نيز به چشم مي‌خورد؛ كه البته با توضيح رئيس فدراسيون مشخص شده كه ظاهراً اين تنها ليست اعلام آمادگي است و هيچ ربطي به تيم‌هايي كه در نهايت در ليگ حاضر مي‌شوند ندارد. روالي كه البته طي سال‌هاي قبل هم وجود داشته، و مسائل متعددي از جمله مشكلات مالي باعث تغيير تركيب تيم‌هاي حاضر در ليگ برتر شده‌است.

بايد اشاره كرد كه علي‌رغم مشكلات مشهود مالي و با وجود گسترش بيماري در سراسر كشور، باز هم برخي از تيم‌هاي متمول‌تر حاضر در ليگ، دورخيز مناسب‌تري كرده و بازيكناني را جذب كرده‌اند؛ كه با توجه به عادت بستن لحظه‌ي آخريِ تيم‌ها در سال‌هاي پيش، حركتي رو به جلو به حساب مي‌آيد.

به هر حال اميد است كه حداقل همين نام استان در بين تيم‌هاي ليگ برتر باقي بماند؛ شايد همين نكته‌ي كوچك بهانه‌اي باشد براي بدتر نشدن اوضاع بسكتبال!

طبق اعلام فدراسيون،‌ بازي‌هاي ليگ سال جاري احتمالاً در چند بازه‌ي زماني مختلف و به صورت نيمه متمركز برگزار خواهند شد. اين امر عملاً امكان تماشاي مستقيم مسابقات را از بين خواهد برد؛‌ اما باز هم صرف حضور در ليگ نكته‌ي ارزش‌مندي است كه بايد در اين روزهاي نه چندان خوش ورزش در شهرستان، قدر آن را دانست.

خداحافظي مربي بزرگ!

در روزهايي كه حال و هواي ورزش در كل دنيا به دليل گسترش ويروس كرونا چندان مساعد نيست، خبرهاي جالبي هم در مورد ورزش بسكتبال به گوش نمي‌رسد. از طرفي، تلاش‌ها براي آغاز مجدد رقابت‌هاي بسكتبال در گوشه و كنار دنيا چندان موفقيت‌آميز نشان نداده و از سوي ديگر، اعلام قهرمان‌هاي پيش‌هنگام و اتمام نيمه‌كاره‌ي ليگ‌ها، عملاً شرايط را براي بازگشتن به روزهاي عادي سخت‌تر از پيش نشان مي‌دهد.

در ميان اين خبرها، روز گذشته مشخص شد كه جري اسلوان مربي افسانه‌اي سال‌هاي نه چندان دور بسكتبال ان بي اي هم به دليل بيماري پاركينسون درگذشته‌است. مربي‌اي كه رقابت‌هاي فينال بين تيم يوتا جاز به رهبري او و با حضور ستارگاني مانند كارل مالون و جاني استاكتون با شيكاگوبولز افسانه‌اي مايكل جوردن، كه البته منجر به پيروزي مايكل جوردن و كسب دو مقام قهرماني پنجم و ششم او در دو سال پاياني حضورش در شيكاگو شد، از به يادماندني‌ترين رويارويي‌هاي تاريخ ان بي اي به شمار مي‌رود.

البته افتخارات اين مربي بزرگ به همين دو حضور در فينال خلاصه نشده و طي سال‌هاي متوالي حضور در ان بي اي، تيم‌هاي بزرگ بسياري را روانه مسابقات كرد؛ تا عملاً يكي از بهترين‌ مربيان تاريخ اين رقابت‌ها نام بگيرد. افتخاراتي كه در نهايت باعث شد تا او به عنوان مربي به تالار مشاهير بسكتبال نيز وارد شود.

خبرهايي از اين دست البته در بين هياهوي خبرهاي مربوط به گسترش ويروس برد كمتري دارد؛ اما باز هم باعث واكنش‌هاي گسترده‌اي در بين اهالي بسكتبال شده و سيل پيام‌هاي قدرداني و تسليت به سوي خانواده‌ي او سرازير شده‌است. فقدان او عملاً بار ديگر روزهاي طلايي ان بي اي، با حضور ستارگان بي‌شمار و رقابت‌هاي جذاب و البته فني، را در يادها زنده‌كرد. روزهايي كه البته با تغييرات ليگ در سال‌هاي اخير و گسترش ويروس كرونا تنها خاطره‌اي دور از آنها باقي مانده‌است.

خداحافظي عمو صلبي!

روز جاري در ميان انواع خبرهاي ريز و درشت مربوط به شيوع كرونا، خبر ديگري نيز در جامعه‌ي بسكتبال كشور پيچيد كه حاكي از مرگ ابوالفضل صلبي آخرين بازمانده‌ي تيم ملي ايران در المپيك 1948 لندن بود. خبري كه باز هم موضوع اولين حضور ايران در المپيك را در ميان اهالي بسكتبال مطرح كرد؛ تا به قولي برخي از هواداران كم‌سال‌تر هم بدانند كه اولين حضور ايران در المپيك در سال 2020 (و البته الان 2021) نيست!

اولين بار حدود سي سال پيش در مورد عمو صلبي در مجله‌ي كيهان ورزشي خواندم؛ و برايم بسيار عجيب بود كه ورزش بسكتبال در اولين روزهاي فعاليت خود در ايران چه شرايطي داشته‌است. از جمله‌ي اتفاقات آن روزهاي عجيب بعد از جنگ جهاني، برگزاري اردوهاي تيم ملي در پادگان نظامي، تمرين با خروس و آجر به جاي توپ، و البته بازي با توپ‌هاي پارچه‌اي! بوده‌است. بله،‌ همه‌ي اينها كه خوانديد واقعيت دارد!

تيمي كه در آن شرايط سخت با قوانين سفت و سخت پادگاني تمرين كرده‌بود، در المپيك لندن هم بد بازي نكرد و حتي يك برد در برابر ايرلند كسب كرد. بردي كه حتي خود بازيكنان تيم را شگفت‌زده كرده‌بود.

به هر حال، عمو صلبي در آن شرايط ستاره‌ي تيم ملي بود. ستاره‌اي كه البته در روزهايي بسكتبال را تجربه كرد كه فاصله‌ي بسياري تا ورزش جهاني كنوني داشت. باور روزهايي كه شوت سه امتيازي در بسكتبال نبوده،‌ يا اين كه كسي نمي‌توانسته توپ را با تخته گل كند، كمي دشوار است.

با اين حال نسل آن روزها بسكتبال را چنان خوب ياد گرفت، كه حتي شكست خوردن مهران حاتمي، ستاره‌ي نسل‌هاي بعدي بسكتبال، در مسابقه‌ي پرتاب پنالتي با عمو صلبي پير هم عجيب جلو نكند. بي دليل نبود كه همان اسكلت تيم شركت‌كننده در المپيك، در بازي‌هاي آسيايي هند نيز شركت كرده و عنوان شامخ سومي را (البته با بدشانسي) به دست آوردند. حضور تيم ملي در آن بازي‌ها نيز عجيب بود،‌ به گونه‌اي كه يك نفر (حسين سرودي)‌ كاپيتان هر دو تيم ملي واليبان و بسكتبال بود!

به هر حال با درگذشت عمو صلبي عملاً آخرين بازمانده‌ي آن بازي‌هاي عجيب المپيك نيز از ميان ما رفته، و زنگ خطر را باز هم به صدا درآورده كه قدر ستاره‌هاي بازمانده و ديگر پيش‌كسوتان را بدانيم تا اين‌گونه در بي‌خبري و سكوت مرگ‌شان را تماشاگر نباشيم. اميد كه اين‌گونه باشيم!

عيد متفاوت!

تعطيلات عيد نوروز سال جاري با تعطيلي تقريباً‌ همه‌ي دنيا به خاطر شيوع ويروس كرونا شكل خاصي را نشان مي‌دهد، كه هرگز تجربه نشده‌بود. همه‌ي فعاليت‌هاي ورزشي و تفريحي از جمله ليگ برتز كشور و ليگ ان‌ بي اي تحت تأثير اين بيماري تعطيل شده و آينده‌ي نامعلومي دارند. حتي صحبت‌هايي مبني بر اتمام ليگ بدون معرفي قهرمان، يا معرفي شهرداري گرگان صدرنشين دور گروهي به عنوان قهرمان كشور مطرح شده‌است.

به هر حال در اين روزهاي سخت،‌ كسي به فكر آينده‌ي ليگ نيست و سلامتي از همه‌چيز مهم‌تر است. اميد است همگان سلامت و در امنيت كامل باشند.

در انتظار هيجان

بازي‌هاي ليگ بسكتبال ان بي اي در سال جديد چند روز ديگر آغاز شده و عملاً همه‌ي تيم‌ها در حال برگزاري بازي‌هاي پيش فصل خود هستند. نكته‌ي جالب ليگ سال جاري، انتقال بسياري از بازيكنان قدرت‌مند ليگ به شهر لس‌آنجلس و به دو تيم ليكرز و كليپرز بوده‌است. با اين وضعيت، عملاً تعادل جديدي در بين قوي‌ترين تيم‌هاي ليگ برقرار شده و كنفرانس غرب باز هم قوي‌تر شده‌است.

از سويي، بازيكنان زيادي در اطراف لبرون جيمز، فوق‌ستاره‌ي رو به افول، جمع شدند؛ تا شايد بتوانند قهرماني ديگري در سال‌هاي پاياني حضور او رقم بزنند، و از طرف ديگر، كواي لنارد ياغي بعد از قهرماني در تورنتو به كليپرز منتقل شد تا حداقل سوپرتيم ليكرز شكل نگيرد. اين انتقال با خود چندين بازيكن ستاره‌ي ديگر را نيز به اميد كسب حلقه‌ي قهرماني به لس‌آنجلس كشاند.

همه‌ي اينها در كنار تيم‌هاي پرقدرت چند سال اخير و همچنين تيم‌هاي رو به رشد، نويد يك ليگ پرهيجان و البته كم كيفيت ديگر را مي‌دهند. ليگي كه جذب تماشاگر برايش از هر چيز ديگر، حتي از خود بسكتبال، مهم‌تر شده و اين را به راحتي مي‌توان از جابجايي‌هاي پرشمار و سريع سال‌هاي اخير دريافت.

به هر حال بايد منتظر بود و ديد كه ليگ سال جاري چه اتفاقاتي با خود به همراه خواهد داشت.

اسپانيا بر فراز قله‌ي بسكتبال

بازي‌هاي جام جهاني بسكتبال مردان در روز جاري با معرفي قهرمان در چين به پايان خود رسيد. بازي‌هايي كه در عين شگفتي، مهد بسكتبال دنيا يعني آمريكا جايي در بين چهار تيم برتر آن نداشت، و در نهايت اين دو تيم اسپانيا و آرژانتين بودند كه به لطف بازي‌هاي درخشان و تداوم عملكرد، به فينال راه پيدا كردند، و اسپانيا به راحتي و با بيست امتياز اختلاف توانست حريف خود را شكست داده و براي بار دوم به مقام قهرماني جهان برسد.

اين اولين باري بود كه جام جهاني بسكتبال با حضور سي و دو تيم و با قالب جديد بزگزار مي‌شد. به دليل تقارن با جام جهاني فوتبال، اين بازي‌ها با يك سال تأخير در دوره‌ي جاري برگزار شد، تا از اين به بعد جام جهاني بسكتبال يك سال پيش از المپيك بزگزار شود. به همين دليل عملاً‌ امكاني براي برگزاري رقابت‌هاي قاره‌اي نبوده و به همين دليل، علاوه بر قالب جديد بزگزاري بازي‌ها با اعمال قانوني، سهميه‌هاي المپيك سال آينده نيز در همين بازي‌ها توزيع شد.

همين عامل باعث شد كه رده‌بندي تيم‌ها، حتي تا آخرين تيم، از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار شود. بر همين اساس هم بازي‌ها با حساسيت بسيار بالا و با خلق شگفتي‌هاي زيادي همراه بود؛ كه عدم راه‌يابي تيم بي‌ستاره‌ي آمريكا به مرحله‌ي نيمه‌نهايي را نيز شامل مي‌شد.

اما از ديگر شگفتي‌هايي كه البته براي تيم ملي بسكتبال كشورمان بسيار خوش‌يمن بود،‌ عدم راه‌يابي تيم چين به المپيك علي‌رغم ميزباني و سرمايه‌گزاري فراوان بوده‌است. چيني كه با استفاده از امتياز ميزباني راحت‌ترين گروه ممكن را براي صعود به دست آورده‌بود، نتوانست از اين فرصت استفاده كند،‌ و راهي به جمع شانزده تيم پاياني نيافت. در بازي‌هاي مرحله‌ي دوم هم با اين كه شانس اين تيم تا روز آخر از همه‌ي تيم‌ها بيشتر بود، اما با شكست در برابر نيجريه راه را براي ساير حريفان آسيايي جهت معرفي به عنوان بهترين تيم آسيايي و راه‌يابي به المپيك باز كرد. فرصتي كه تيم ايران، كه به طرز غافل‌گير كننده‌اي در اين دوره اميدواركننده ظاهر شده‌بود، با پيروزي مقتدرانه در برابر فيليپين به بهترين نحو از آن استفاده كرد.

ايران كه در عين ثبت نمايش‌هاي خوب از خود در هر سه ديدار مرحله‌ي مقدماتي،‌ بردي از اين بازي‌ها دشت نكرده بود،‌ در دور دوم متحول شده و هر دو بازي خود را با پيروزي پشت سر گذاشت. اتفاقي كه البته با نتيجه‌ي مشابه با ديدار فينال، يعني 95 بر 75، در پيروزي بر فيليپين افتاد،‌ عملاً ايران را به عنوان بهترين تيم آسيايي به المپيك فرستاد.

از آن سو،‌ اسپانيا كه در دور مقدماتي در برابر ايران به شدت آزار ديده و تنها در دو دقيقه‌ي پاياني توانسته‌بود پيروزي را از چنگ ايران بربايد، بازي‌هاي چندان دشواري در برابر اكثر رقباي ديگر نداشته و تنها ديدار پرهيجاني در برابر استراليا در نيمه‌نهايي برگزار كرد، تا بتواند با راحتي و اقتدار بر سكوي قهرماني جهان تكيه بزند. جالب آنجاست كه دور پيشين قهرماني اين تيم هم در همين چين و در سال 2006 اتفاق افتاده‌بود. اتفاقي كه چين را براي اسپانيا بيش از هر جاي ديگري خوش‌يمن نشان مي‌دهد.

حال بايد ديد كه با اين شرايط جديد،‌ و به خصوص با نتايج تحقير‌آميز آمريكا، چه اتفاقاتي در بازي‌هاي المپيك رخ خواهد داد. المپيكي كه البته ايران با ستاره‌هاي پا به سن گذاشته‌ي خود جزئي از آن خواهد بود. موضوعي كه البته كسي انتظار آن را نداشته و به نظر هم نمي‌رسد كه با خداحافظي نسل فعلي بسكتبال و اضافه شدن استراليا به رقابت‌هاي قاره‌اي آسيا، بتوان به اين زودي‌ها اميدي براي تكرارش داشت.

تيم ملي در راه جام جهاني

تيم ملي بسكتبال ايران كه خود را براي حضور در جام جهاني چين آماده مي‌كند، با حضور تمام ستارگان اسبق، سابق و اخير خود (و البته منهاي ارسلان كاظمي مغضوب) روند آماده‌سازي را طي مي‌كند. صرف حضور همه‌ي سرمايه‌هاي بسكتبال در اين اردوها بعد از رسانه‌اي شدن اختلافات بين بازيكنان و مديران تيم، اتفاق مثبتي است. هرچند بعيد به نظر مي‌رسد كه ستاره‌هايي مثل حامد حدادي و صمد نيك‌خواه بهرامي قصدي براي ادامه‌ي حضور در تيم ملي داشته‌باشند.

به هر حال و در عين شرايط بسيار سخت اقتصادي كه بر همه‌ي فعاليت‌ها حاكم است، تيم ملي در سه تورنمنت بين‌المللي مختلف با كيفيت قابل‌قبولي حضور يافت. البته نتيجه در اين بازي‌ها اصلاً اهميتي ندارد؛‌ اما روند بازي‌هاي تيم هم يك سطح مشخص را نشان داده، كه بسكتبال ايران تنها در بهترين روزهاي خود از اين سطح فراتر رفته‌است. عملاً به نظر نمي‌رسد كه بتوان با سطح امكانات، آموزش و به خصوص مديريت و برنامه‌ريزي بسكتبال بتوان از اين حد كيفيت عبور كرده و وضعيت بهتري براي بسكتبال رقم زد. واقعيت اين است كه با خداحافظي آخرين بازمانده‌هاي نسل طلايي بسكتبال، عملاً رسيدن به همين سطح فعلي هم بسيار دشوار خواهد بود.

نكته‌ي بسيار نگران‌كننده‌ي اردوهاي تيم ملي در سال‌هاي اخير آن است كه تقريباً هيچ بازيكن آينده‌دار و جواني به اين اردوها معرفي نشده و همان تركيب قديمي و آشنا باز هم بهترين نفرات موجود براي تيم ملي هستند. نفراتي كه با اين كه به آنها برچسب "جوان" زده مي‌شود، اما طبق استانداردهاي جهاني، عملاً آنها هم تنها دو سه سال از زمان بازنشستگي فاصله دارند.

خالي شدن بسكتبال از پول، انگيزه، برنامه‌ريزي و استعداد نكته‌اي نيست كه بتوان آن را كتمان كرد. تنها افسوس روزهاي گذشته، چه روزهاي پرافتخار قهرماني و چه روزهايي كه در باد اين قهرماني‌ها خوابيديم و استعداديابي و جايگزيني بازيكنان را فراموش كرديم، براي اهالي بسكتبال باقي مانده‌است. افسوسي كه صد البته يادآوري آن تلخ‌تر است.

انتظار بي‌جا!

در روزهايي كه البته شرايط سخت اقتصادي فعاليت عادي در تمام ورزش‌ها را دشوارتر كرده، تيم ملي بسكتبال تمرينات خود را براي شركت در رقابت‌هاي قهرماني جهان دنبال مي‌كند. تمريناتي كه بالاخره با وساطت بزرگان و رضايت ستاره‌ها، با حضور تمام پتانسيل كنوني بسكتبال (البته منهاي ارسلان كاظمي مغضوب) دنبال مي‌شود. حضور در بازي‌هاي جهاني البته اولين تجربه‌ي اين تيم نيست؛ اما اين بار به دليل تعيين برخي از سهميه‌هاي المپيك اهميتي بيش از قبل يافته‌است.

بر هيچ كس پوشيده نيست كه بسكتبال به صورت خاص، از روزهاي اوج خود بسيار فاصله دارد؛ اما باز هم جاي شگفتي است كه برخي از كارشناسان مدعي شده‌اند كه ايران بايد در همين بازي‌ها جواز حضور در المپيك را نيز كسب كند. اتفاقي كه البته در بهترين روزهاي بسكتبال ايران يك بار و آن هم هم به سختي در سال 2007 به دست آمد (و البته يك بار هم با شكست بي‌هنگام در برابر اردن در يك چهارم نهايي بازي‌هاي سال 2011 قهرماني آسيا اميدهاي بهترين تيم تاريخ بسكتبال ايران بر باد رفت).

جدا از اين كه در بازي‌هاي قهرماني جهان سال جاري به ميزباني چين، ايران تا چه اندازه شانس قرار گرفتن به عنوان بهترين تيم آسيايي اين مسابقات را دارد، به نظر مي‌رسد كه هيچ توجهي به روند رو به افول بسكتبال در سال‌هاي اخير نشده‌است. بسكتبال با آن تيم هميشه مدعي سابق فاصله‌ي بسيار دارد؛ كه البته همين آخرين نفس‌ها هم به مدد حضور ستاره‌هاي مسني است كه مشخص نيست تا چه زمان و اندازه‌اي كشش تحمل بار تيم را دارند.

محصول درجه‌ي يك با كار درجه‌ي يك و از مواد درجه‌ي يك حاصل مي‌شود. مشخص نيست بدون داشتن هيچ‌يك از سه عامل فوق چطور بايد اميد داشت بسكتبال به روزهاي خوش گذشته برگردد.

قهرماني طعنه‌آميز

رقابت‌هاي بسكتبال ان بي اي در سال جاري هم بالاخره بعد از گذشت هفت ماه به روزهاي پاياني خود رسيد. بازي‌هاي دور حذفي سال جاري به استثناي يكي دو مورد اساساً شگفتي ويژه‌اي به همراه نداشت. حتي حذف مدعي هميشگي اين بازي‌ها يعني لبرون جيمز با تيم ليكرز و عدم توفيق اين تيم در رسيدن به جمع شانزده تيم نهايي نيز قابل پيش‌بيني بود. حذفي كه البته براي اولين بار بعد از سال 2005 لبرون جيمز را زودتر از موعد معمول به استراحت تابستاني فرستاد!

به هر حال، روند سال‌هاي جاري در بسكتبال ان بي اي،‌ باز هم ادامه داشته و تمامي رقابت‌هاي امسال هم با ركوردشكني‌هاي مختلف و بازي‌هاي جذاب دنبال شد. بازي‌هايي كه در نهايت حكم به حضور آسان گلدن‌استيت واريرز از كنفرانس غرب در فينال داد. حضوري كه البته در سال‌هاي اختر خيلي براي تيم فوق معمولي شده و از همان ابتداي سال جاري هم به نظر نمي‌رسيد كه تيمي بتواند جلودار گلدن‌استيت شود.

بازي‌ها در كنفرانس شرق با جذابيت بالاتري دنبال شد. جايي كه كار يكي از نيمه‌نهايي‌هاي كنفرانس به شوت لحظه‌ي آخر كشيد تا عملاً تمامي بازي‌هاي دور فوق با جذابيت بالا دنبال شوند. هرچند كه در نهايت تيم تورنتو رپتورز در عين شگفتي و البته شايستگي توانست با غلبه بر يانيس آنته‌تكومپو و تيمش از ميلواكي به قهرماني كنفرانس شرق و فينال بازي‌ها راه يابد.

اين حضور عملاً‌ اولين حضور تيم فوق در فينال رقابت‌ها به شمار مي‌رود. بازي‌هاي فينال در شرايطي شروغ شد كه عدم حضور مدعيان هميشگي اين بازي‌ها، كار قهرماني گلدن‌استيت را بيش از پيش ساده نشان مي‌داد. اما از همان بازي اول، روند رقابت‌ها به شكل ديگري پيش رفت. تورنتو با حضور هواداران بسيار پرشور و تركيب تيمي منسجم، و البته بي نياز به امتياز بازي خانگي كه آن را هم در اختيار داشت، توانست از رقيب مشهورتر خود پيشي گيرد.

با پيش رفتن در بازي‌ها، بدشانسي‌هايي كه هميشه گريبان رقيبان گلدن‌استيت را مي‌گرفت، ابن بار گريبان‌گير خود اين تيم شده و ستاره‌هاي آن يكي پس از ديگري با مصدوميت كنار رفتند. تورنتو از موقعيت استفاده كرده و برتري خود را به مجموع سه بر يك رسانيد. نتيجه‌اي كه تنها يا يك استثناي لبرون جيمز، هيچ تيم ديگري قادر نبوده در فينال‌هاي ان بي اي روند آن را تغيير داده و از شكست سه بر يك،‌ برتري چهار بر سه بسازد. با همه‌ي اينها، اگر تيمي قادر به برگرداندن نتايج باشد، قطعاً گلدن‌آستيت است.

روند بازي‌ها براي گلدن‌استيت بهتر شده و اين تيم در خانه‌ي حريف توانست بازي مرگ و زندگي اول را از تورنتو ببرد. در حالي كه به نظر مي‌رسيد شرايط براي تورنتو سخت شده،‌ اين تيم باز هم توانست در خانه‌ي گلدن استيت بازي ششم را با پيروزي به پايان برساند تا عملاً با اين برد قهرماني خود را تثبيت كند.

اما از آن سو، گلدن‌استيت علاوه بر شكست،‌ مهره‌هاي كليدي خود از جمله كوين دورانت، دماركوس كازينز، آندره آيگودالا و البته كلي تامسون - كه مصدوميت دردناكش با پاره شدن رباط صليبي در حساس‌ترين لحظات بازي ششم كه به نظر مي‌رسيد گلدن استيت به بازي برگشته،‌ عملاً‌ آخرين ميخ را بر تابوت اين تيم زد - را هم براي مدت نامعلومي از دست داده و حالا شرايط اين تيم از هميشه متزلزل‌تر به نظر مي‌رسد. البته اين مصدوميت‌ها روي ديگر بازي را به گلدن‌‌استيت كه هميشه از مصدوميت بازيكنان كليدي حريف بهره برده نشان داد. از قضاي روزگار، آن طرف پيروز، كواي لناردي ايستاده بود كه با مصدوميت بسيار پرحرف و حديث و عمدي او توسط بازيكن مدافع گلدن‌استيت در دو سال گذشته،‌ عملاً شانس تيم آن زمانش،‌ يعني سن‌آنتونيو اسپرز، براي پيروزي در برابر گلدن‌استيت گرفت؛ تا قهرماني امسال آنها طعنه‌آميزتز و البته انتقام‌آميز هم به نظر برسد.

نحوه‌ي پيش رفتن بازي‌ها و به خصوص برتري تورنتو در تمام بازي‌هاي خانگي تيم گلدن‌استيت (كه بعد از مدت‌ها ركورد منفي چهار شكست متوالي از يك تيم در خانه را ثبت كردند) عملاً بسياري از كارشناسان را به پيش‌بيني واداشته كه ممكن است عملاً اين پايان دوراني در ان بي اي باشد. دوراني كه گلدن‌استيت با بازي‌هاي جذاب و سبك بازي خاص خود نقش اصلي را در آن ايفا كرد. اما حضور و ظهور تيم‌ها و بازيكنان جديد، ركوردهاي اين تيم را بيش از پيش تهديد مي‌كند.

از آن طرف، قهرماني تورنتو و كسب عنوان بهترين بازيكن فينال توسط كواي لنارد دليل رفتار عجيب تيم سن‌آنتونيو اسپرز در عدم فروش كواي لنارد در سال گذشته (علي‌رغم عدم بازي او حتي براي يك دقيقه) و شرط عجيب‌تر انتقال تنها به تيم‌هاي كنفرانس شرق را به خوبي مشخص كرد. به وضوح مي‌شد ديد كه گلدن‌استيت دقيقاً‌ مانند بازي‌هاي دو سال گذشته، در برابر لنارد حرفي براي گفتن ندارد.

به هر حال با اين قهرماني، عملاً‌ اولين قهرماني تاريخ تيمي غيرآمريكايي در بازي‌هاي ان بي اي رقم خورده و اين مي‌تواند سرآغازي بر تغييرات بسيار بيشتري در اين ليگ باشد. تورنتو براي سال‌ها در اين ليگ حضور داشته و البته هميشه به ديده‌ي تحقير به آن نگاه مي‌شد. حال بايد ديد كه با اين نتيجه چه چيزي براي تيم فوق رقم خواهد خورد.

مهمان‌هاي ناخوانده

در رقابت‌هاي ليگ برتر بي‌هيجان سال جاري، بر خلاف تمام پيش‌بيني‌ها اين دو تيم شهرداري گرگان و نفت آبادان بودند كه توانستند با غلبه بر رقباي نام‌دارتر خود يعني شيميدر و پتروشيمي بندرامام به دور نهايي برسند. اتفاقي كه در نوع خود جالب‌توجه به نظر مي‌رسد. دور ماندن ستاره‌هاي اصلي بسكتبال كشور از بازي‌هاي فينال، بار كيفي اين بازي‌ها را بيش از پيش كاهش داد. البته ستاره‌هاي نام‌دار در تركيب هر دو تيم حضور داشتند تا بازي‌هاي فينال به صورت كامل خالي از ستاره برگزار نشود!

در شرايطي كه گرگان برتري روحي مناسبي براي شروع اين بازي‌ها داشت، در عمل نتوانست به خوبي از اين برتري بهره بگيرد؛‌ و اين تيم نفت آبادان بود كه برتري خود را آرام آرام بر تيم گرگاني ديكته كرده و در نهايت هم با برتري در مجموع بازي‌ها مقام قهرماني ليگ را براي اولين بار از آن خود كند. قهرماني كه براي هواداران خونگرم اين تيم خوزستاني بسيار دلچسب بود. با اين قهرماني، پرونده‌ي رقابت‌هاي امسال ليگ هم بسته‌شد. اما نكته‌‌ي جالب‌توجه در اين بين،‌ راه يافتن دو تيمي كه از بازيكنان (بي‌كيفيت) خارجي بهره مي‌بردند به فينال بود. در سال‌هاي نه چندان دور، بازيكنان كم‌كيفيت خارجي براي اولين بار به ليگ ايران وارد شده و عملاً‌ باعث و باني رشد سال‌هاي بعد بسكتبال شدند. اما حضور اين بازيكنان رده‌چندمي و تأثيرگذاري بالاي آنها حتي در برابر بازيكنان ملي‌پوش، نشان‌دهنده‌ي افت شديد بسكتبال در سال‌هاي اخير است. افتي كه به نظر نمي‌رسد به زودي هم پاياني براي آن متصور باشد.

خداحافظي ستاره‌ها

روزهاي پاياني دور عادي بازي‌هاي ليگ ان بي اي در سال جديد، با خداحافظي دو ستاره‌ي بزرگ بسكتبال همراه شد. دو ستاره‌اي كه تقريباً تمامي سال‌هاي هزاره‌ي جديد با خبر درخشش آنها در سالن‌هاي بسكتبال همراه بود. از طرفي، دواين ويد كه در تيم ميامي هيت به همراه شكيل اونيل و لبران جيمز در دو دهه‌ي مختلف به قهرماني اين رقابت‌ها رسيده‌بود، با قطعي شدن عدم صعود تيمش به مرحله‌ي بعد كفش‌ها را در نهايت آويخت. از طرف ديگر هم، درك نويتسكي ستاره‌ي سال‌هاي سال تيم دالاس موريكز با شكستن ركورد كوبي برايانت و حضور بيست و يك‌ساله‌ي خود با تيم دالاس و ان بي اي خداخافظي كرد. او هم سابقه‌ي قهرماني و ركورد ارزشمندترين بازيكن مسابقات را در كارنامه‌ي خود دارد.

جدا از تمامي ستايش‌هايي كه اين دو بازيكن در طي آخرين فصل حضورشان در ان بي اي دريافت كرده و عملاً از هم اكنون بليط خود را براي حضور در تالار افتخارات نيز رزرو كردند؛‌ خداحافظي اين دو بازيكن بزرگ يك بار ديگر بر خالي شدن ان بي اي از ستاره‌هاي واقعي صحه گذاشته و عملاً صحنه‌ي مسابقات را از بازيكنان كليدي و قابل اعتماد خالي‌تر از پيش كرد. خداحافظي‌هايي كه البته با مسن‌تر شدن اين بازيكنان طبيعي است؛‌ اما به جز جواناني كه تأكيد بسيار بيش از حدي بر توانايي‌هاي فيزيكي دارند، جايگزيني براي چنين ستاره‌هايي يافته نمي‌شود

به هر حال به نظر مي‌رسد خداحافظي‌هاي اين‌چنين از بازيكنان وفادار به باشگاه و موفق در تمام سال‌هاي حضور در ان بي اي، كه عملاً‌ تا شب خداحافظي و با ثبت آمار خارق‌العاده براي هر دوي اين بازيكنان ادامه داشت، آرام آرام رو به افول مي‌رود. چه آنكه هم اكنون بازيكن ديگري در كلاس دو بازيكن مذكور در تمامي ليگ يافته نمي‌شود. بايد ديد كه ليگ ان بي اي - كه البته بازي‌هاي بسيار جذابي براي تماشا ارائه مي‌كند اما از غناي تكنيكي و تاكتيكي سال‌هاي گذشته‌ي آن چندان خبري نيست - باز هم به روال اصلي خود باز مي‌گردد يا جذابيت تبليغي بازي بر تمامي جنبه‌هاي ديگر آن غلبه خواهد كرد.

سال سخت بسكتبال

بسكتبال در سالي كه رو به پايان است، روزهاي سختي را سپري كرد. از وضعيت مبهم ليگ و فعاليت‌هاي عادي به دليل مشكلات اقتصادي گرفته تا وضعيت عجيب و غريب تيم ملي و مصاحبه‌هايي كه از ماست و دوغ و مك‌دونالد شروع شده و هنوز هم حاشيه‌هاي آن ادامه دارد!

طي اين سال، تيم‌ملي بسكتبال هم فراز و نشيب فراوان تجربه كرده و در اولين دوره‌اي كه بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني به صورت غيرمتمركز برگزار مي‌شد، با سختي فراوان توانست بالاخره راهي بين تيم‌هاي جام جهاني بيابد.

سال 97 به خصوص از نظر اقتصادي براي بسياري از مردم به تلخي گذشت. تلخي اين سال به فعاليت‌هاي بسكتبال هم تسري يافته و روزها براي اين رشته‌ي پرهيجان به سردي مي‌گذرد. با توجه به شرايط موجود، چندان اميدي هم به بهبود شرايط وجود ندارد؛ زيرا نه دورنماي مثبتي از سرمايه‌گذاري عاقلانه در اين ورزش ديده مي‌شود و نه ديگر ستاره‌ي آنچناني در اين ورزش مانده تا بتوان حداقل به آنها دل بست. بايد ديد سال پيش رو چه اتفاقاتي براي اين رشته‌ي دانشگاهي به همراه خواهد داشت.

بسكتبال، هنوز هم عجيب!

با اعلام اسامي بازيكنان دعوت شده به اردوي تيم ملي براي شركت در آخرين پنجره‌ي مسابقات انتخابي جام جهاني، باز هم نام ارسلان كاظمي ستاره‌ي مغضوب بسكتبال در بين اين بازيكنان به چشم نمي‌خورد؛ در حالي كه حامد حدادي و صمد نيك‌خواه بهرامي علي‌رغم عدم حضور در دوره‌ي قبل اردوها باز هم به اين اردو دعوت شده‌اند. اين در حالي است كه صمد براي اولين بار در طول زندگي حرفه‌اي خود با تيمي هم قرارداد نداشته و عملاً از آمادگي براي مسابقات نيز به دور بود.

به هر حال و با وجود چند مصاحبه‌ي اميدواركننده از باتجربه‌هاي تيم به خصوص حامد حدادي، به نظر مي‌رسيد كه اوضاع تيم در آستانه‌ي بازي‌هاي بسيار حساس باقي‌مانده، قدري بهبود يافته و مي‌توان به موفقيت اميدوارتر بود. اما باز هم صمد كه به ايران آمده بود، به آمريكا سفر كرده و حامد حدادي هم بعد از اعلام آمادگي براي حضور در تيم ملي، عملاً توسط سرمربي تيم ملي و به دليل رعايت نظم و انظباط تيمي از مرحله‌ي جاري اردوي تيم كنار گذاشته‌شد؛ تا حاشيه‌ها باز هم بالا بگيرد.

عدم حضور قطعي اين دو بازيكن در دو بازي حساس پيش رو با ژاپن و استراليا،‌ و فضاي نامطلوب حاكم بر ورزش بسكتبال، نگراني‌هاي اهالي اين رشته را بيش از پيش كرده و متأسفانه ظاهراً بهبودي هم در اين شرايط نمي‌توان انتظار داشت.

حال بايد ديد كه آيا مي‌توان با كسب حداقل يك برد از دو بازي پيش رو مسير حضور در جام جهاني را هموار ساخت؛ يا بسكتبال از كسب سهميه هم محروم خواهد شد. لازم به ذكر است كه برخلاف تبليغاتي كه در زمان برد تيم ملي در پنجره‌ي قبلي بازي‌ها صورت گرفته، اما و اگرهاي صعود تيم ملي اصلاً هم كم احتمال نيستند؛ و شكست‌هاي احتمالي تيم ملي در برابر رقيبان در تهران، عملاً‌ شرايط بسيار خطرناكي براي صعود مستقيم ايران ايجاد مي‌كند.

اميد است در شرايط قحطي خبرهاي خوش، حداقل بتوان سهميه‌اي براي بازي‌هاي جهاني كسب كرد؛ تا پرونده‌ي دوران با افتخار بسكتبال ايران با اين حضور عملاً بسته‌شود. افتخاراتي كه با شرايط جاري ورزش كشور، منطقه و جهان تكرار آنها بعيد به نظر مي‌رسد.

بسكتبال و باز هم حكايت‌هاي عجيب

تيم بسكتبال پتروشيمي بندرامام كه در آخرين دوره‌ي مسابقات قهرماني باشگاه‌هاي آسيا به مقام قهرماني رسيده‌بود، براي شركت در اولين دوره‌ي بازي‌هاي قهرماني باشگاه‌هاي جهان به برزيل دعوت شده‌بود. به جهت نزديكي زمان برگزاري اين مسابقات با پنجره‌ي آخر انتخابي جام جهاني، فدراسيون بسكتبال نامه‌اي جهت تغيير زمان اين بازي‌ها ارسال كرده‌بود. حال خبر رسيده كه اين تيم به صورت كامل از مسابقات كنار گذاشته شده‌است.

حكايت‌هايي از اين دست مدت‌هاي مديدي است كه در ورزش كشور بروز داشته و هر از چندگاهي باعث رسوايي‌هايي هم شده‌است. اما هيچ‌گاه تا مشخص شدن نهايي نتيجه پي‌گيري نشده و هيچ انگيزه و برنامه‌اي هم براي پايان دادن به اين روندهاي ماقبل تاريخي مشاهده نمي‌شود. معلوم نيست كه تا كي بايد چنين مسائلي گريبان‌گير ورزش كشور و به خصوص رشته‌ي دانشگاهي بسكتبال باشد.

برد خاص

تيم ملي بسكتبال بزرگ‌سالان مردان در پنجره‌ي پنجم بازي‌هاي انتخابي جام جهاني در خانه‌ي حريفان به ديدار تيم‌هاي استراليا و فيليپين رفت. حاشيه‌هاي چند وقت اخير باز هم به همراه تيم بوده و برخي از بازيكنان باتجربه مانند صمد نيك‌خواه بهرامي، حامد حدادي و ارسلان كاظمي با شرايطي عجيب و غريب كه دليل آن هم مشخص نشد، در تركيب نهايي تيم براي اين بازي‌ها جايي نداشتند.

از طرف ديگر، شكست بي‌هنگام در برابر ژاپن اوج گرفته،‌ به همراه چند نتيجه‌ي عجيب و غريب ديگر، وضعيت دشواري براي تيم ملي در اين گروه ايجاد كرده و صعود را دچار اما و اگرهاي جدي كرده‌بود. البته شكست واقعاً بد در اولين روز بازي‌هاي دور مقدماتي در برابر عراق (كه در اين مرحله هم به حساب مي‌آيد) مزيد بر علت شد تا وضعيت باز هم بحراني‌تر شود.

همه‌ي اين مسائل، كسب حداقل يك پيروزي از اين دور را از نان شب هم واجب‌تر نشان مي‌داد اتفاقي كه با توجه به قدرت تيم‌هاي رقيب و شرايط اسف‌بار فعلي ورزش بسكتبال در كشور، قدري دور از ذهن بود.

به هر حال، مطابق انتظارات تيم ملي در برابر استراليا بازي ضعيفي انجام داد. با اين كه استراليا هم تيم دوم خود را به رقابت فرستاده‌بود،‌ اما باز هم تيم ملي حرفي براي گفتن نداشته و از همان لحظات ابتدايي بازي تسليم محض بود؛ تا يكي از ضعيف‌ترين بازي‌هاي چند سال اخير تيم ملي رقم بخورد.

اما بازي با فيليپين شرايط خاصي داشت. در حالي كه انتظار مي‌رفت تا شكست سنگين ديگري در كارنامه‌ي تيم ملي ثبت شود، شرايط و آمادگي ناكافي تيم فيليپين اين امكان را به بازيكنان ايران داد تا در تمام طول بازي با اختلافي بسيار نزديك با فيليپين بازي كنند. اشتباهات تيم مقابل و چند حركت عالي از بازيكنان تيم ايران (و به خصوص دو بازيكن چهارمحالي آن يعني مجمد (حامد)‌ جمشيدي و بهنام يخچالي) در دو دقيقه‌ي آخر بازي باعث شد تا ورق بازي برگشته و در نهايت برد ارزشمندي در خارج از خانه كسب شود؛ تا وضعيت ايران هم در گروه خود بهبود قابل‌ملاحظه‌اي يابد.

اين پيروزي در شرايطي به دست آمد كه هيچ چيز بر برد گواهي نمي‌داد و حتي دو سنتر اصلي تيم يعني روزبه ارغوان و ميثم ميرزايي هم با انجام پنج خطاي شخصي از بازي خارخ شدند. اما مجموع اتفاقات بازي به نحوي پيش رفت كه منجر به پيروزي ايران شد. پيروزي‌اي كه البته در اين شرايط بسيار خاص بود.

با اين نتايج،‌ تيم ملي بخش زيادي از راه صعود را پيموده و تنها يك برد از دو بازي باقي مانده كار صعود را نهايي خواهد ساخت. البته برخلاف گفته‌هاي رسانه‌ها كه عملاً كار را تمام شده مي‌دانند، كار تيم ملي در بازي‌هاي پيش رو بسيار سخت بوده و يك لغزش كافي است تا رقبا بتوانند به راحتي جاي ايران را در رده‌بندي اشغال نمايند. به خصوص اين كه دو بازي باقي مانده با استرالياي هميشه مدعي و ژاپني است كه نشاني از تيم نه چندان قوي سال‌هاي گذشته نداشته و در قواره‌ي يك مدعي تمام عيار ظاهر شده‌است.

به هر حال، كسب اين پيروزي با شرايط نگران‌كننده‌ي ورزش دانشگاهي كشور، خبر خوشي بود كه ولو براي چند روز، مشكلات را به دست فراموشي سپرد. اما بايد ديد كه با اين روندهاي ضعيف آيا مي‌توان اميدي به حضور در جام جهاني داشت يا خير. حضوري كه براي يك دهه، هيچ شكي به آن نبوده و كسب آن حتي افتخاري هم براي تيم ملي به حساب نمي‌آمد. اما با حال و روز فعلي، بايد به همين هم بسيار دل خوش كرد.

قهرمان، ولي شكست خورده

بعد از كش و قوس‌هاي فراواني كه حول و حوش عدم اعزام تيم پتروشيمي به رقابت‌هاي قهرماني آسيا ايجاد شد، در نهايت تيم فوق به صورت نيم بند و تنها با حضور هشت بازيكن و البته با حمايت فدراسيون به بازي‌ها اعزام شد تا آبروريزي خاصي در ورزش بسكتبال رخ دهد.

تيم اعزامي هم با نتايجي عجيب توانست همه‌ي رقيبان خود را شكست داده و در نهايت به عنوان قهرماني آسيا برسد. عنواني كه براي اين تيم بالاترين رده‌ي كسب شده بوده و البته حكايت از سطح بسيار پايين رقابت‌هاي سال جاري داشت. شايد برگزاري اين بازي‌ها با فاصله‌اي بسيار كم از بازي‌هاي آسيايي و پنجره‌ي رقابت‌هاي انتخابي جهان در كيفيت كم مسابقات و جدي گرفته نشدن آن هم بي‌تأثير نبوده‌باشد؛ آن هم در شرايطي كه اكثر ليگ‌ها در حال آغاز بوده و بازيكنان اصلي تيم‌ها يا در حال استراحت هستند و يا در شرايط آماده‌سازي.

به هر حال، تيم! اي كه قبل از اعزام بر سر نخواستن آن دعوا بوده و اعتراضات بسياري به اعزام آن مي‌شد (تا جايي كه بحث حفظ آبروي كشور مطرح شد)، بعد از قهرماني ناگهان محبوبيت (البته در حرف) يافت و بحث‌هاي بدتر از قبل در مورد سهم‌خواهي‌ها از پاداش قهرماني اين تيم مطرح شد.

اتفاقات رقم خورده در زمينه‌ي اين دوره از رقابت‌هاي قهرماني آسيا، در شأن ورزش بسكتبال نبوده و وراي افت كيفي اين ورزش، خبر از مشكلاتي ساختاري در سازمان‌دهي تيم‌ها هم مي‌دهد. بايد دانست كه مشكلات اقتصادي و البته شرايط نه چندان مطلوب كلي ورزش در كشور البته هستند؛ اما برخوردهايي اين‌چنين در ورزش دانشگاهي چندان سابقه نداشته‌است.

با اين شرايط سؤال اينجاست كه آيا بايد به انتظار روزهاي باز هم بدتر از اينها براي بسكتبال نشست يا روزي باز هم روندي رو به رشد در اين ورزش مشاهده خواهد شد؟

شكست‌هاي تلخ

طي ماه گذشته، تيم ملي بزرگ‌سالان با حضور تمام اندوخته‌هاي خود و آماده‌سازي قابل‌قبول در بازي‌هاي آسيايي و انتخابي جام جهاني شركت كرد. اميدهاي بسياري به تيم براي كسب مدال طلاي بازي‌هاي آسيايي بسته شده‌بود. تا جايي كه گفته مي‌شد صمد نيك‌خواه بهرامي و حامد حدادي دو ستاره‌ي باتجربه و پا به سن‌گذاشته‌ي بسكتبال با كسب اين مدال از بازي‌هاي ملي خداحافظي خواهند كرد. اما در ميدان بازي نتايج به گونه‌ي ديگري رقم خورد و  در فينال، تيم ملي در شرايطي كه حتي با اختلافي دو رقمي از چين جلو بود،‌ با اختلافي دو رقمي بازي را واگذار كرد.

بازي‌هاي مرحله‌ي دوم انتخابي جام جهاني هم بلافاصله بعد از بازي‌هاي فوق برگزار شده و عملاً زماني براي آماده‌سازي تيم وجود نداشت. تيم با همان تركيب قبل به اين مسابقات پا گذاشته و در ديداري بسيار سخت در تهران به زحمت در برابر فيليپين به برتري رسيد؛ اما اين برد هم با شكست تلخ در برابر ژاپن به دست فراموشي سپرده‌شد. در بازي آخر حامد حدادي به دليل مصدوميت و صمد نيك‌خواه هم به دلايل شخصي (كه البته گفته مي‌شود عملاً به معناي خداحافظي او از بسكتبال ملي است)‌ حضور نداشتند؛‌ و بازيكنان ذخيره هم به هيچ عنوان توانايي پر كردن جاي اين بازيكنان را نشان ندادند.

به هر حال، روند رو به افول بسكتبال طي سال‌هاي اخير اين بار و با حضور تمام ستاره‌ها باز هم رقم خورد؛ تا نه تنها حسرت روزهاي طلايي گذشته بر دل بماند،‌ بلكه نبود هيچ پشتوانه‌اي براي پر كردن جاي خالي صمد 35 ساله و حامد 33 ساله بيش از پيش بسكتبال‌دوستان را نگران كرده‌است. متأسفانه وضعيت جالبي بر بسكتبال پايه هم حكم‌فرما نبوده و تيم‌هاي پايه هم چندي پيش در رقابت‌هاي قاره‌اي وضعيت بهتري نشان ندادند. دوران سپري شده دوراني طلايي براي بسكتبال بود كه بايد پذيرفت به انتهاي خود رسيده و مع‌الأسف هيچ پشتوانه‌ي محكمي حتي براي حضور بين تيم‌هاي برتر آسيا هم ساخته نشده تا نگراني‌ها براي حتي حذف از جام جهاني (آن هم در شرايطي كه از آسيا هفت سهميه براي اين رقابت‌ها اختصاص يافته)‌ از هميشه بيشتر شود. نگراني‌هايي كه حداقل يك دهه هيچ جايي در بين علاقمندان به بسكتبال نداشت.

پايه‌ها در ناكامي

طي هفته‌هاي گذشته تيم‌هاي ملي پايه‌ي بسكتبال به فاصله‌ي بسيار اندكي از هم در مسابقات آسيايي شركت كردند. تيم ملي نوجوانان در گرگان ميزباني رقابت‌هاي غرب آسيا را بر عهده داشته و تيم ملي جوانان هم براي دفاع از عنوان قهرماني خود در مسابقات قهرماني آسيا به ميدان رفت. طبق انتظارات، هر دوي اين رقابت‌ها با شكست نماينده‌هاي ايران همراه بود. شكست‌هايي كه در نهايت عنوان نايب‌قهرماني را براي تيم ملي نوجوانان به همراه داشته و باعث حذف و از دست دادن سهميه‌ي جهاني براي تيم ملي جوانان شد.

بلافاصله بعد از اين شكست‌ها، توجيه‌هايي هم به خصوص براي عملكرد تيم ملي جوانان مطرح شد؛ توجيه‌هايي از جنس حضور تيم‌هاي قدرتمند اقيانوسيه در آسيا و يا مصدوميت بازيكنان اصلي. برخي هم اساساً به ذات نوسان در رقابت‌هاي رده‌هاي سني اشاره كردند (كه البته در جاي خود حرف درستي‌است و صد البته در بين كشورهاي صاحب بسكتبال به حداقل رسيده‌است).

وراي تمام اين بحث‌ها،‌ روند بسيار نگران‌كننده‌اي در بسكتبال دنبال مي‌شود؛ و عملاً پشتوانه‌هاي بسكتبال بسيار ضعيف عمل مي‌كنند (كه نمونه‌اي از اين عملكرد در بازي ضعيف تيم ملي جوانان در مقابل رقيبان نه چندان مطرح هم نمود يافت). وضعيت تيم ملي بزرگ‌سالان هم تعريف چنداني نداشته و از آمادگي معمول تيم هم خبري نيست. اي كاش اين شكست‌ها زنگ خطر جدي‌تري براي مسؤولين فدراسيون باشد؛ و اي كاش به جاي شنيدن توجيه‌ها به دنبال ترميم ضعف‌ها بوديم.

اي كاش ...

تلخ و شيرين يك صعود

تيم ملي بزرگ‌سالان بسكتبال راه پر فراز و نشيب دور مقدماتي بازي‌هاي انتخابي براي جام جهاني بسكتبال را با دو پيروزي در خانه‌ي تيم ملي قطر و روبروي تيم ملي قزاقستان به پايان رسانيد. بازي‌هايي كه با شكست تلخ در برابر عراق در اولين بازي آغاز شده و با تغييرات مديريتي و كادر مربيان و حتي بازيكنان تيم، به پيروزي‌‌هاي اخير ختم شد. در اين راه، بازيكنان بازنشسته‌ي تيم ملي مانند صمد نيك‌خواه بهرامي باز هم به تركيب تيم بازگشتند و صحبت‌هايي هم از حضور دوباره‌ي مهدي كامراني (كه بيش از يك سال است كه اساساً فعاليتي در عرصه‌ي بسكتبال نداشته) در اين تيم به گوش مي‌رسد.

مجموعه‌ي تحولات اخير باز هم نشان داد كه كماكان بار بسكتبال را همان قديمي‌هاي پا به سن گذاشته به دوش مي‌كشند. در حالي كه همه‌ي كشورهاي رقيب به شدت در حال سرمايه‌گذاري، استعداديابي و حتي خريد بازيكنان خارجي هستند، ما كماكان در حال عقب‌گرد و برگشت به سال‌هاي گذشته‌ايم. توان اصلي تيم هنوز هم بر دوش حامد حدادي است؛ و جانشيني براي هيچ‌يك از بازيكنان نسل طلايي يافته نشده‌است. تنها بازيكناني مانند بهنام يخچالي و محمد جمشيدي و شايد ارسلان كاظمي در اندازه‌هاي تيم ملي نشان داده‌اند.

در حالي از اين تيم به عنوان «جوان» ياد مي‌شود كه اساساً تنها يك بازيكن به معناي واقعي جوان (نويد رضايي‌فر) در تركيب تيم حاضر بود. بسكتبال حال حاضر ايران جور خوابيدن در باد قهرماني‌هاي پياپي سال‌هاي گذشته را مي‌كشد. عناويني كه مانع از پروزش استعدادهاي جديد در بسكتبال شد؛ تا عملاً به اين دوره به صورت يك دوران طلايي برگشت‌ناپذير نگاه شود. شرايط بد اقتصادي تيم‌ها و عدم امكان سرمايه‌گذاري و يا حتي جذب اسپانسر، شرايط را براي اين رشته‌ي زيبا و دانشگاهي سخت‌تر هم كرده‌است.

به هر حال تيم ملي توانست دور اول رقابت‌ها را در رتبه‌ي اول به پايان رساند؛ و حال بايد در دور دوم اين بازي‌ها با تيم‌هاي بسيار قوي‌تري بازي كند. دور دوم اين بازي‌ها قرار است از شهريورماه جاري و باز هم به صورت غير متمركز آغاز شود.

البته كسب پيروزي به هر شكل آن شيرين است، و بازي‌هاي مرحله‌ي اول هم در نهايت چنين شيريني‌هايي به همراه داشت. اما در پايان آخرين بازي مرحله‌ي اول، اوشين ساهاكيان بازيكن باتجربه و با اخلاق تيم ملي به صورت ناگهاني از بازي‌هاي ملي خداحافظي كرد؛ تا همه - حتي هم‌تيمي‌هايش - را در شوك فرو برد. با اين ترتيب، پايان دوران طلايي بسكتبال به شكل رسمي كليد خورد. در اهميت حضور اوشين بايد اشاره شود كه تمام موفقيت‌هاي كليدي بسكتبال ايران در همه‌ي اين سال‌ها، با حضور مؤثر او رقم خورده‌است. ركوردي كه هيچ بازيكن ديگري در بسكتبال ايران (حتي حامد حدادي) موفق به كسب آن نشده‌است.

اوشين در اولين قهرماني ايران در آسيا (جوانان آسيا در بنگلور هند) مهره‌ي كليدي تيم بوده و بلافاصله بعد از آن با حضور در تيم ملي اميد و قهرماني در تهران، آغاز دوران طلايي بسكتبال ايران را كليد زد. سابقه‌ي حضور در المپيك، بازي‌هاي جهاني، قهرماني‌هاي مكرر در آسيا و همچنين قهرماني‌هاي مكرر در باشگاه‌هاي آسيا، يكي از پرافتخارترين بازيكنان تاريخ بسكتبال ايران را به نمايش مي‌گذارد. قهرماني‌هاي تيم ملي بسكتبال تنها زماني تداوم يافت كه اوشين با حضور مؤثر خود تعادل حمله و دفاع را به تيم بازگرداند.

به هر حال با اين خداخافظي و شرايط نامعلوم آمادگي تيم ملي، و البته گروه سخت ايران در راه رسيدن به جام جهاني، نگراني‌هاي جدي در مورد حال و آينده‌ي بسكتبال كشور ايجاد كرده‌است. بايد ديد كه روند رو به عقب بسكتبال ايران باز هم با اين شرايط تشديد مي‌شود، يا اتفاقات ديگري باعث تغيير شرايط بسكتبال خواهند شد.

قهرماني تكراري يا تكرار قهرماني؟

بازي‌هاي اين فصل ليگ ان بي اي هم با برگزاري فينال تكراري بين تيم‌هاي گلدن استيت واريرز و كليولند كاواليرز به پايان راه خود رسيد. نتيجه‌ي اين رقابت هم به مانند سال گذشته با برتري تيم واريرز همراه بود. اتفاقي كه اين بار با اختلاف بيشتر و برتري قاطع چهار بر صفر به دست آمد.

اين بازي‌ها بار ديگر نشان داد كه هيچ تيم ديگري به خوبي خود تيم واريرز نمي‌تواند سبك بازي «گلدن‌استيتي» را به نمايش بگذارد. در حقيقت هيچ تيمي ابزار كافي براي نشان دادن چنين سطحي از تسلط در بازي را هنوز هم در اختيار ندارد. از طرف ديگر،‌ لبران جيمز فوق‌ستاره‌ي تمام نشدني تيم كاواليرز با عملكردي فراتر از يك فوق‌ستاره،‌ عملاً تيم خود را به تنهايي و تقريباً بدون كمك بازيكن ديگري به فينال رسانيد. هرچند كه انرژي او هم براي غلبه بر تيم واريرز كافي نبود؛ تا از همان بازي‌هاي سري فينال در مورد آينده‌ي او در تيمي غير از كاواليرز گمانه‌زني‌ها آغاز شود.

فارغ از نتيجه و رويارويي ملال‌آور لبران جيمز با ستارگان تيم واريرز در طي سال‌هاي اخير، دو نكته‌ي ديگر هم به شدت رخ نموده‌است. موضوع اول، ظهور قدرت‌هاي جديدي در ان بي اي با بهره‌گيري از توان بازيكنان جوان است. تيم‌هايي مانند بوستون سلتيكز و فيلادلفيا سونتي‌سيكسرز نمونه‌اي از اين تيم‌ها هستند كه به نظر مي‌رسد بايد در سال‌هاي آتي خيلي بيش از اينها در مورد آنها شنيد.

نكته‌ي دوم هم سرايت روند سال‌هاي اخير رشته‌ي فوتبال به بسكتبال است؛ شرايطي كه تيم‌هاي بسيار متمول را به سمت تشكيل «سوپرتيم»هايي متشكل از چندين فوق‌ستاره سوق داده و رقابت در ليگ را براي تيم‌هاي ضعيف‌تر باز هم نابرابرتر مي‌سازد.

با پايان ليگ سال جاري،‌ بايد منتظر ماند و ديد كه آيا در فصل جديد گامي به سمت چندقطبي شدن بسكتبال برداشته شده و بارقه‌هاي تغييري كه در فصل جاري ديده شده ادامه مي‌يابند، يا باز هم بايد شاهد سلطه‌ي ابرتيم‌ها بر ليگ باشيم.

پايان فصل عادي ان بي اي

طي هفته‌ي گذشته،‌ بازي‌هاي فصل عادي ليگ ان بي اي تكميل شده و چهره‌ي تيم‌هاي صعود كننده به مرحله‌ي حذفي مشخص شد. اما فارغ از هياهو و هيجان‌هاي معمول در اين بازي‌ها، نكات چندي بيش از پيش نمود داشت.

فصل جاري هم مانند فصل قبل، مملو از ركوردشكني‌هاي شخصي و تيمي بود. راسل وست‌بروك فوق‌ستاره‌ي تيم تاندر باز هم فصل را با ركورد ميانگين تريپل دابل به پايان رسانيد. هم بازي سابق او كه به تيم راكتز نقل مكان كرده، يعني آقاي ريش (جيمز هاردن)، فصل فوق‌العاده‌اي را سپري كرده و از همان ابتداي فصل اسب خود را براي عنوان ارزشمندترين بازيكن فصل عادي زين كرده‌بود. لبران جيمز در سي و چند سالگي باز هم فوق‌ستاره‌ي تيم خود بود و ركوردهاي كم‌نظيري از خود در فصل جاري به جا گذاشت. در كنار همه‌ي اينها،‌ جواناني مانند يانيس آنته‌تكومپو و بسياري ديگر بودند كه تماشاي بازي‌هاي بسكتبال را بيش از پيش مهيج و لذت‌بخش كردند.

از طرف ديگر،‌ قدرت‌هاي سنتي بسكتبال در نيويورك،‌ لس‌آنجلس و شيكاگو دشواري‌هاي بسياري در فصل تحمل كرده و در نهايت براي اولن بار بعد از حدود پنجاه سال،‌ هيچ يك از نمايندگان اين شهرها راهي بين شانزده تيم مرحله‌ي پلي‌آف نيافتند؛ تا شروع دوراني تازه در بسكتبال ان بي اي را يادآور باشند.

ظهور تيم‌هايي مانند سونتي‌سيكسرز، باكز، ناگتس و پليكانز در بين مدعيان مرحله‌ي پلي‌آف، بازي‌ها را از آن وضعيت دو قطبي سال‌هاي اخير خارج كرده و نويدبخش جذابيت‌هاي بيشتري در اين بازي‌هاست. با همه‌ي اينها،‌ تيم سن‌آنتونيو اسپرز در عين عدم برخورداري از فوق‌ستاره‌ي خود و با وجود ستاره‌هاي بسيار مسن،‌ باز هم توانست به پلي‌آف راه يابد، تا مربي نام‌دارش گرگ پاپوويچ را بالاتر از هر مربي ديگري،‌ با بيست و يك بار حضور مداوم در پلي‌آف ركورددار كند.

با همه‌ي اينها، وضعيت بسكتبال در ان بي‌ اي روي ديگري هم نشان داده‌است. بازيكنان،‌ مربيان، تيم‌ها و مديران بي‌تجربه و ضعيف (حتي در بين همين تيم‌هاي به ظاهر قدرت‌مند راه يافته به پلي‌آف) در زمان‌هايي هيچ اثري از آن بسكتبال اصولي كه هميشه در ان بي اي حرف اول را مي‌زد، نشان نمي‌دهند. ظهور شكل جديدي از بسكتبال شبه‌انتقالي كه به بهترين نحو در تيم گلدن‌استيت واريرز نمايش مي‌يابد، بيست و هشت تيم ديگر ان بي اي، يعني همه‌ي آنها به استثناي اسپرز، را هم به همان دام كشانده‌است. جذابيت بازي به اين شيوه و به خصوص بحث‌هاي جذب تماشاگر و ماركتينگ، مقاومت در برابر آن را بسيار سخت كرده‌است. اما ادامه‌ي اين روند، موجب ظهور بازيكناني خواهد شد كه در عين دارا بودن فرم مناسب فيزيكي و حتي بازي چشم‌نواز در برخي فازها، سواد بسكتبالي چنداني ندارند. بنابراين روند جاري در درازمدت چندان به سود بسكتبال به نظر نمي‌رسد.

به هر حال بايد نشست و از جذابيت‌هاي بازي‌هاي جاري لذت برد؛‌ ولي در عين حال، بايد ديد كه آيا بسكتبال به روند منطقي خود باز خواهد گشت يا باز هم حضور بازيكنان يك‌بعدي باعث ادامه و تشديد اين روند خواهد شد.

سومي شهركرد در ليگ ملي

تيم بسكتبال شهركرد كه با دشواري فراوان در اين فصل جمع شده و به عنوان نماينده‌ي استان در رقابت‌هاي ليگ ملي كشور حاضر شده‌بود، در نهايت نتوانست مقامي بالاتر از سومي كسب نمايد. بازي‌هاي اين تيم علاقمندان بسياري را براي تماشا به سالن‌هاي بسكتبال كشانده و ياد گذشته‌هاي نه چندان دور را در اذهان بسكتبال دوستان زنده‌ كرد.

علي جمشيدي بازيكن ارزشمند بسكتبال استان كه سابقه‌ي پوشيدن پيراهن تيم ملي را هم در كارنامه دارد، براي تشكيل اين تيم زحمات بسياري كشيده و خودش هم به عنوان كاپيتان در تيم حضور داشت. ناصر عليمرداني بازيكن خوب شهرستان نيز در تيم فوق عضويت داشته و به خصوص در بازي‌هاي حساس حذفي نمايشي دلپذير داشت.

كسب مقام سوم با توجه به داشته‌هاي تيم، نبود اسپانسر قوي و روند رو به نزول اين ورزش نمي‌تواند عنوان بدي به حساب آيد. از طرف ديگر، بازي‌هاي خوب ناصر در اين تيم هم اميدواري‌هايي به توجه بيشتر نسبت به بازيكنان مستعد شهر در تيم‌هاي استاني ايجاد كرده‌است. اميد است در سال‌هاي آتي با برنامه‌ريزي بهتر بتوان تيم‌هاي قدرتمندي را به مسابقات كشوري اعزام نمود؛ تا از اعتبار بسكتبال استان به خوبي دفاع نمايند.

اتفاقات شيرين

طي روزهاي گذشته،‌ رويدادهاي مختلفي در عرصه‌ي بسكتبال شهر پيش آمده و تيم‌هاي آموزشگاهي شهرستان با حضور در مسابقات استاني، مقام‌هاي در خوري را به دست آوردند. مسابقات فوق در سه رده‌ي ابتدايي، متوسطه‌ي اول و متوسطه‌ي دوم برگزار شد. در تمام رده‌ها،‌ رقابت اصلي بين تيم‌هاي شهرستان و نمايندگان قدرت‌مند ناحيه‌ي 2 شهركرد بود؛ كه در نهايت به نايب‌قهرماني تيم‌هاي ابتدايي و متوسطه‌ي دوم، و قهرماني متوسطه‌ي اول انجاميد.

رقابت در بازي‌هاي آموزشگاهي بسيار فشرده‌تر و سخت‌تر از بازي‌هاي قهرماني استان است؛‌ و كسب عنوان در اين بازي‌ها كار دشواري است. به خصوص با شرايط جاري بسكتبال استان، بالا رفتن در رده‌بندي مسابقات واقعاً كار بزرگي است. به هر تقدير، به بازيكنان شايسته‌ي شهرستان در اين مسابقات تبريك مي‌گوييم و اميدواريم كه روند رو به رشد بسكتبال شهرستان پرشتاب‌تر و با جديت بيشتري از سمت همه‌ي فعالان بسكتبال ادامه داشته‌باشد؛‌ تا به همه اثبات شود كه كسب قهرماني‌هايي اين‌چنين تنها يك حادثه تلقي نيست.

اما خبر شيرين ديگر، شركت بانوان شايسته‌ي بسكتبال شهرستان در مسابقات پرتاب پنالتي شهركرد و كسب عنوان دومي توسط خانم نبي‌زاده بود؛‌ كه شيريني خاصي براي بسكتبال‌دوستان شهر داشت. ايشان فرزند شايسته‌ي قهرمان ارزنده‌ي بسكتبال شهرستان آقاي رامين نبي‌زاده هستند. كسي كه سال‌هاي سال در كنار بسكتبال شهرستان بوده‌اند و خاطرات زيبايي از بازي‌هاي ايشان در ذهن علاقمندان بسكتبال حك شده‌است. بسكتبال فارسان اين موفقيت را به خانواده‌ي نبي‌زاده و علاقمندان رشته‌ي بسكتبال در شهرستان،‌ به خصوص بانوان بسكتباليست شهر، تبريك گفته و آرزومند اعتلاي هر چه بيشتر اين رشته‌ي جذاب و دانشگاهي در بين بانوان علاقمند در سطح شهرستان است.

اتفاقات شيرين بسكتبال در روزهاي اخير نويد ايامي خوش‌تر براي بسكتبال شهرستان را داده و اميد است روز به روز بر توفيقات اين ورزش در شهر افزوده‌شود.