در روزهايي كه البته شرايط سخت اقتصادي فعاليت عادي در تمام ورزش‌ها را دشوارتر كرده، تيم ملي بسكتبال تمرينات خود را براي شركت در رقابت‌هاي قهرماني جهان دنبال مي‌كند. تمريناتي كه بالاخره با وساطت بزرگان و رضايت ستاره‌ها، با حضور تمام پتانسيل كنوني بسكتبال (البته منهاي ارسلان كاظمي مغضوب) دنبال مي‌شود. حضور در بازي‌هاي جهاني البته اولين تجربه‌ي اين تيم نيست؛ اما اين بار به دليل تعيين برخي از سهميه‌هاي المپيك اهميتي بيش از قبل يافته‌است.

بر هيچ كس پوشيده نيست كه بسكتبال به صورت خاص، از روزهاي اوج خود بسيار فاصله دارد؛ اما باز هم جاي شگفتي است كه برخي از كارشناسان مدعي شده‌اند كه ايران بايد در همين بازي‌ها جواز حضور در المپيك را نيز كسب كند. اتفاقي كه البته در بهترين روزهاي بسكتبال ايران يك بار و آن هم هم به سختي در سال 2007 به دست آمد (و البته يك بار هم با شكست بي‌هنگام در برابر اردن در يك چهارم نهايي بازي‌هاي سال 2011 قهرماني آسيا اميدهاي بهترين تيم تاريخ بسكتبال ايران بر باد رفت).

جدا از اين كه در بازي‌هاي قهرماني جهان سال جاري به ميزباني چين، ايران تا چه اندازه شانس قرار گرفتن به عنوان بهترين تيم آسيايي اين مسابقات را دارد، به نظر مي‌رسد كه هيچ توجهي به روند رو به افول بسكتبال در سال‌هاي اخير نشده‌است. بسكتبال با آن تيم هميشه مدعي سابق فاصله‌ي بسيار دارد؛ كه البته همين آخرين نفس‌ها هم به مدد حضور ستاره‌هاي مسني است كه مشخص نيست تا چه زمان و اندازه‌اي كشش تحمل بار تيم را دارند.

محصول درجه‌ي يك با كار درجه‌ي يك و از مواد درجه‌ي يك حاصل مي‌شود. مشخص نيست بدون داشتن هيچ‌يك از سه عامل فوق چطور بايد اميد داشت بسكتبال به روزهاي خوش گذشته برگردد.