قهرمان، ولي شكست خورده
بعد از كش و قوسهاي فراواني كه حول و حوش عدم اعزام تيم پتروشيمي به رقابتهاي قهرماني آسيا ايجاد شد، در نهايت تيم فوق به صورت نيم بند و تنها با حضور هشت بازيكن و البته با حمايت فدراسيون به بازيها اعزام شد تا آبروريزي خاصي در ورزش بسكتبال رخ دهد.
تيم اعزامي هم با نتايجي عجيب توانست همهي رقيبان خود را شكست داده و در نهايت به عنوان قهرماني آسيا برسد. عنواني كه براي اين تيم بالاترين ردهي كسب شده بوده و البته حكايت از سطح بسيار پايين رقابتهاي سال جاري داشت. شايد برگزاري اين بازيها با فاصلهاي بسيار كم از بازيهاي آسيايي و پنجرهي رقابتهاي انتخابي جهان در كيفيت كم مسابقات و جدي گرفته نشدن آن هم بيتأثير نبودهباشد؛ آن هم در شرايطي كه اكثر ليگها در حال آغاز بوده و بازيكنان اصلي تيمها يا در حال استراحت هستند و يا در شرايط آمادهسازي.
به هر حال، تيم! اي كه قبل از اعزام بر سر نخواستن آن دعوا بوده و اعتراضات بسياري به اعزام آن ميشد (تا جايي كه بحث حفظ آبروي كشور مطرح شد)، بعد از قهرماني ناگهان محبوبيت (البته در حرف) يافت و بحثهاي بدتر از قبل در مورد سهمخواهيها از پاداش قهرماني اين تيم مطرح شد.
اتفاقات رقم خورده در زمينهي اين دوره از رقابتهاي قهرماني آسيا، در شأن ورزش بسكتبال نبوده و وراي افت كيفي اين ورزش، خبر از مشكلاتي ساختاري در سازماندهي تيمها هم ميدهد. بايد دانست كه مشكلات اقتصادي و البته شرايط نه چندان مطلوب كلي ورزش در كشور البته هستند؛ اما برخوردهايي اينچنين در ورزش دانشگاهي چندان سابقه نداشتهاست.
با اين شرايط سؤال اينجاست كه آيا بايد به انتظار روزهاي باز هم بدتر از اينها براي بسكتبال نشست يا روزي باز هم روندي رو به رشد در اين ورزش مشاهده خواهد شد؟