طي هفته‌ي گذشته،‌ بازي‌هاي فصل عادي ليگ ان بي اي تكميل شده و چهره‌ي تيم‌هاي صعود كننده به مرحله‌ي حذفي مشخص شد. اما فارغ از هياهو و هيجان‌هاي معمول در اين بازي‌ها، نكات چندي بيش از پيش نمود داشت.

فصل جاري هم مانند فصل قبل، مملو از ركوردشكني‌هاي شخصي و تيمي بود. راسل وست‌بروك فوق‌ستاره‌ي تيم تاندر باز هم فصل را با ركورد ميانگين تريپل دابل به پايان رسانيد. هم بازي سابق او كه به تيم راكتز نقل مكان كرده، يعني آقاي ريش (جيمز هاردن)، فصل فوق‌العاده‌اي را سپري كرده و از همان ابتداي فصل اسب خود را براي عنوان ارزشمندترين بازيكن فصل عادي زين كرده‌بود. لبران جيمز در سي و چند سالگي باز هم فوق‌ستاره‌ي تيم خود بود و ركوردهاي كم‌نظيري از خود در فصل جاري به جا گذاشت. در كنار همه‌ي اينها،‌ جواناني مانند يانيس آنته‌تكومپو و بسياري ديگر بودند كه تماشاي بازي‌هاي بسكتبال را بيش از پيش مهيج و لذت‌بخش كردند.

از طرف ديگر،‌ قدرت‌هاي سنتي بسكتبال در نيويورك،‌ لس‌آنجلس و شيكاگو دشواري‌هاي بسياري در فصل تحمل كرده و در نهايت براي اولن بار بعد از حدود پنجاه سال،‌ هيچ يك از نمايندگان اين شهرها راهي بين شانزده تيم مرحله‌ي پلي‌آف نيافتند؛ تا شروع دوراني تازه در بسكتبال ان بي اي را يادآور باشند.

ظهور تيم‌هايي مانند سونتي‌سيكسرز، باكز، ناگتس و پليكانز در بين مدعيان مرحله‌ي پلي‌آف، بازي‌ها را از آن وضعيت دو قطبي سال‌هاي اخير خارج كرده و نويدبخش جذابيت‌هاي بيشتري در اين بازي‌هاست. با همه‌ي اينها،‌ تيم سن‌آنتونيو اسپرز در عين عدم برخورداري از فوق‌ستاره‌ي خود و با وجود ستاره‌هاي بسيار مسن،‌ باز هم توانست به پلي‌آف راه يابد، تا مربي نام‌دارش گرگ پاپوويچ را بالاتر از هر مربي ديگري،‌ با بيست و يك بار حضور مداوم در پلي‌آف ركورددار كند.

با همه‌ي اينها، وضعيت بسكتبال در ان بي‌ اي روي ديگري هم نشان داده‌است. بازيكنان،‌ مربيان، تيم‌ها و مديران بي‌تجربه و ضعيف (حتي در بين همين تيم‌هاي به ظاهر قدرت‌مند راه يافته به پلي‌آف) در زمان‌هايي هيچ اثري از آن بسكتبال اصولي كه هميشه در ان بي اي حرف اول را مي‌زد، نشان نمي‌دهند. ظهور شكل جديدي از بسكتبال شبه‌انتقالي كه به بهترين نحو در تيم گلدن‌استيت واريرز نمايش مي‌يابد، بيست و هشت تيم ديگر ان بي اي، يعني همه‌ي آنها به استثناي اسپرز، را هم به همان دام كشانده‌است. جذابيت بازي به اين شيوه و به خصوص بحث‌هاي جذب تماشاگر و ماركتينگ، مقاومت در برابر آن را بسيار سخت كرده‌است. اما ادامه‌ي اين روند، موجب ظهور بازيكناني خواهد شد كه در عين دارا بودن فرم مناسب فيزيكي و حتي بازي چشم‌نواز در برخي فازها، سواد بسكتبالي چنداني ندارند. بنابراين روند جاري در درازمدت چندان به سود بسكتبال به نظر نمي‌رسد.

به هر حال بايد نشست و از جذابيت‌هاي بازي‌هاي جاري لذت برد؛‌ ولي در عين حال، بايد ديد كه آيا بسكتبال به روند منطقي خود باز خواهد گشت يا باز هم حضور بازيكنان يك‌بعدي باعث ادامه و تشديد اين روند خواهد شد.