فرصتسوزي
تيم ملي بسكتبال بزرگسالان با حضور تمامي سرمايههاي غيرمغضوب خود، موفق شد تا به سادگي در مسابقات آسياچلنج تهران به مقام قهرماني برسد. اسكلت اصلي اين تيم را همان بازيكنان حاضر در رقابتهاي مقدماتي المپيك تشكيل ميدادند. پديدهي جديدي نيز در اين مسابقات رو نشده و عملاً ميتوان تشكيل اين تيم را ادامهي همان روند سابق دانست. اين در حالي است كه تقريباً تمامي رقباي جدي ايران در اين بازيها با تيمهايي بسيار جوانشده پا به اين رقابتهاي نه چندان مهم گذاشتند.
با تمام بحثهايي كه حول و حوش بالا رفتن سن نسل طلايي بسكتبال ايران و نياز براي جايگزيني آنها شده، باز هم از اين فرصت مغتنم براي سپردن ميداني فرعي به جوانها براي خودنمايي نيز استفادهي مطلوبي نشد. مسلماً بازيكناني مانند بهنام يخچالي و سجاد مشايخي موضوع بحث نيستند! اما ميشد به سادگي نام چند بازيكن تيم جوانان سال جاري و يا تيم جواناني كه در سال گذشته در رقابتهاي قهرماني جهان شركت كرده را نيز در بين منتخبين تيم ملي قرار داد. اما به هر حال اين اتفاق رخ نداده و در نهايت همان تركيب نامهاي آشناي چند سالهي اخير (به خصوص در مورد بازيكنان زير سبد) براي تيم ملي اعلام شد.
اين كه آيا اين مسابقات براي بازيكناني مانند حامد حدادي و يا اوشين ساهاكيان (كه تجربهي حضور رقابتهاي جهاني و المپيك را دارند) بار فنياي داشته يا نه، موضوع بحث جاري نيست. اما زماني كه حتي در بازيهاي معمولي هم همهچيز به حامد حدادي ختم ميشد؛ اين سؤال پيش خواهد آمد كه اين تيم در برابر تيمهاي اصلي رقبايي مانند چين، فيليپين، كره، ژاپن، لبنان و حتي هند چه حرفي براي گفتن خواهد داشت؟
يك ركن بسيار مهم موفقيت، حضور در ميادين بينالمللي و كسب تجربه - آن هم به خصوص براي جوانان - است. مسابقات آسياچلنج موقعيت مناسبي بود تا نسل كاملاً جوانتري، برد بدون حدادي را در مسابقاتي نه چندان جدي تجربه كنند. اما اين موقعيت قدر دانسته نشده و باز هم در بر همان پاشنهي قبلي چرخيد! اما حال با حضور رقيبان قدرقدرت، بايد ديد كه آيا در رقابتهاي پيش روي قهرماني آسيا باز هم ميتوان در را بر همان پاشنه چرخاند؟ و اساساً تا كي؟